Pages

mouvement des femmes Iraniennes

mouvement des femmes Iraniennes

Thursday, September 20, 2012

pékin



پکن پس از 17 سال!
دوست نازنینی بحث های مربوط به کنفرانس پکن را که در این میلینگ لیست در جریان است برایم فرستاد.
فیلم جمیله ندایی را هم دیدم. ممنون از زحمتی که برای تهیه و تدوین فیلم کشیده بود. من در همان زمان فیلم 72 دقیقه ای از تمام جلسات رژیمی ها و خودمان تهیه کردم که بیش از 3500 ایرانی در اروپا و امریکا و در جلسات مختلف این فیلم را دیدند و به همین دلیل صحنه های این فیلم برایم بسیار آشنا بود.
امیدوارم در آینده نزدیک فرصت دیجیتال کردن این فیلم و گذاشتن آن بر اینترنت را پیدا کنم.
این فیلم بحث را بار دیگر به خانم عباسقلی زاده و نقشش در کنفرانس پکن کشاند. به نظر من اما کنفرانس پکن نقطه تلاقی اینان با تبعیدی ها و تبعیدی ها با زنان فرستاده رژیم است، و اغاز حیات و فعالیت این دو گروه از زنان نیست. به این معنی همه این زنان، از من و فتانه و شعله و شهین و هایده و لیلا و ... گرفته تا خانم عباسقلی زاده و نماینده بسیج دانشجو یی و صفا وردی و ... همه گذشته و حال معینی داشته و داریم.
می خواهم بگویم موضوع را به دو هفته پکن تقلیل ندهیم. ضمن اینکه موضوعی است که به عنوان مثال و نمود تقابل این دو طیف باید به آن پرداخت.
اما آنچه بیش از همه باعث شد این نامه را بنویسم لحن و ادعاهای خانم عباسقلی زاده است که نمی توانم در حد همین مختصر نیز آنرا بی پاسخ بگذارم.
اول اینکه من دو سال پیش زمانی که ایشان در مقاله ای تبعیدی ها را به تمسخر گرفت و از رعایت حقوق شهروندی اش در فرودگاه و توسط دولت ایران حرف زد، مقاله ای علنی در نقد نظراتش نوشتم.
لینک مطلب من تحت عنوان" گیجی نقش": http://www.shabakeh.de/archives/individual/002025.html
در آنجا من نوشتم:" زمانی که خانم عباسقلی زاده به همراه هیئت اعزامی رژیم به چین و به کنفرانس زنان آمده بود تا در سال 1995 یعنی 16 سال پس از روی کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی همچنان از سیاست های آنها دفاع کند، همین تبعیدی ها در همان کنفرانس به افشای سیاست های ارتجاعی و ضد زن رژیم مشغول شدند و البته ایشان به همراه 400 زن فرستاده رژیم و مردان همراهشان با تظاهرات و فحاشی به ما سعی در تخطئه فعالیت های ما داشتند. خانم عباسقلی زاده هیچگاه به "توهمات "آن دوره خود نقدی وارد نکرده اند و البته ما هم که همه از آن مطلعیم در این باره سکوت کردیم و حضور ایشان در جنبش زنان را معیار گسست قطعی ایشان از دستگاه دولتی قلمداد کردیم. ولی ایشان با همان سیستم فکری به بی اعتبار کردن تبعیدیان می پردازد و به راستی ایشان در این مورد حداقل به نظر می آید دچار "گیجی نقش" است."
و امروز بعد از دیدن ایمیل ایشان در مورد خودشان و ادعاهایی که کرده اند که:" من و امثال من دور از چشم ماموران اطلاعات و از نصفه شب تا صبح با افرادی مثل نیره توحیدی که این جنبه از تغییر در ایران را حس کرده بود حرف می زدیم و نه با دوستانی از بین شما که با دوربین دنبال ما بودند و حتی فارسی حرف نمی زدند که مبادا ما بفهمیم ایرانی هستند چه برسد به گفتگو و دیالوگ انها همه مارا که از ایران اماده بودیم به یک چشم و در کلیشه مامور جمهوری اسلامی می دیدند.همین کلیشه ای که هنوز در چشم همان دوربین به دستی که فارسی حرف نمی زد  نشکسته و هنوز با همان نگاه به زنانی نظیر من نگاه می کند."
بار این واژه ها" دوستانی از شما که با دوربین دنبال ما!!!!!!" بودند را دریابید.
بله خانم عباسقلی زاده. من هم یکی از همان "دوربین بدستان " بودم که با خرج خودم و مشقت فراوان به آن کنفرانس آمدم و با یک دوربین غرضی بیش از 15 ساعت فیلم خام از جلسات شما تهیه کردم و شب و روز نخوابیدم تا هیچ کجا شما را از دست ندهم. حتی زمانی که شما در دوربین من نگاه می کنید و با بیش از 300 زن و مرد حزب اللهی با خشم و صورتی بر افروخته پشت سر هم فریاد می زنی: الله اکبر"
و کیست که نداند ترجمه این خشم و این شعار در آن موقع یک چیز بود: حساب همه تان را می رسیم" و بله خانم صفاوردی و آقای حقیقت جو و اون برادر" ستار" سازماندهی می کردند.
حال فراموش نکنیم که پکن پس از 16 سال از حیات جمهوری اسلامی بود. یعنی شما 16 سال را در دستگاه دولتی ، در دفاع از حجاب قلم زدید.( هنوز برخی از این مقالاتتان که با نام آنموقعتان منتشر کرده اید به یمن اینترنت قابل دسترسی ست) این لینک یکی از مطالب شما: http://www.hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID=130&MagazineNumberID=3638&MagazineArticleID=17015
این مطلب محبوبه خانم آنقدر مجبوب اسلامیست های دولتی بود که ده ها  بار باز انتشار شده است و همچنان در سایت حوزه علمیه قم نیز قابل دسترسی است.
از آن گذشته شما کار ممیزی انجام دادید . شما در موضوع زنان در سوی قدرت بودید.
ایشان جوری حرف میزند که انگار دو طرف بحث دچار پیش داوری هایی نسبت به هم هستند  و تاریخ سرکوبگران و سرکوب شدگان را یکی می کند.
برخی هم با تکرار اینکه "همه اشتباه کرده اند" اشتباه یک اکتیویست را با مثلا نقش آقای سازگارا و یا چمران و خلخالی یکی می کنند. حتی همه اینها یکی نیستند چه رسد به اینکه خانم عباسقلی زاده " خطای" خودش را مثلا همطراز یک "خطای" سیاسی شهین نوایی  بداند!
ایشان در قدرت دولتی و از ابزار پیشبرد آن سیاست بوده و در تئوریزه کردن سیاست سرکوب زنان طی 18 سال اول نقش داشته است. اتفاقا برخورد درست این است که بگوییم" مسئولیت پذیری یعنی اینکه هر کدام از ما ببینیم کجا خطاهایی کرده ایم که باید بابت آن به خود نقد جدی کنیم." چپ و ما زنان همراه آن سالهاست به نقش خود در سازمانهای مختلط و دیدگاه هایمان نقد های جدی وارد کرده ایم. و البته در عمل هم فاصله مان را در بسیاری از موارد با آن سیاست نشان داده ایم. شاید جاهایی هم موفق نبوده ایم ولی صادقانه به این نقد پرداخته ایم و هر روز با آن درگیریم و هنوز که هنوز است مورد سوال واقع می شویم و ما را از پاسخ گریزی نیست.
اما خانم عباسقلی زاده و امثال ایشان فکر می کنند حالا که خود حجاب از سر برداشته اند( که امری است مبارک) باید همه ما که روزها و سالهای بسیاری را زیر سیطره همپالگی های ایشان انواع فشارها را تحمل کرده ایم، باید به جای نقد این گذشته و انتظار نقد صریح از اینان، همه کارهایمان را زمین بگذاریم و مشغول" تشویق دگردیسی ایشان" شویم.
اما اجازه بدهید بیش از این وارد این مقولات نشوم. و در پکن باقی بمانم. لحن ایشان نشان می دهد هنوز هیچ حس تفاهمی به خشم تبعیدی ها در آن کنفرانس ندارد. هنوز نتوانسته به حقانیت مبارزه ما در مقابل فرستاده های رژیم باور کند و خود را نوعی قربانی می داند که ما این" امثال ایشان" را ندیده ایم.
خانم عزیز تقصیر کسی چیست که شما کاملا غیر قابل تفکیک از یکدیگر بودید! بسیاری از شما تا ما را تنها گیر می آوردند می گفتند:" خانم از ما فیلم نگیر. بخدا ما با اینها نیستیم. فقط اومدیم یه هوایی بخوریم"
یا اون دیگری که می گفت:" دیشب در هتل برای شما نماز خواندم و دعا کردم که زودتر برگردید پیش خانواده هایتان" یا اون خانمی که می گفت:" به خدا من خودم تو خانواده ام اعدامی دارم. ولی خب اسلام و حجاب رو که نمیشه از ایرانی گرفت"
یا آن سوی داستان ، مردی که به یکی از دوستان"دوربین به دست" ما گفته بود: میای شب بریم تو هتل ارشادت کنم؟" و یا زنی که می گفت:" شما همه تون یه مشت جنده هستید" و یا دهها مثال دیگر. شما در کدام طیف بودید؟
این برای ما قابل تشخیص نبود چرا که جلسه که برگزار می کردید طبق ماموریتتان همه از وضعیت بهبود یافته زن ایرانی و حقوق آن حرف می زدید و میکروفون از دست هم می گرفتید که جانانه تر دفاع کنید.
می بینید خانم عباسقلی زاده، تا یاد نگیرند از موضع قربانی خود را بیرون بیاورید، عملا یک گفت و گوی برابر ممکن نخواهد بود. ایشان می گوید صفاوردی عامل دستگیری من بود. درست هم می گوید. ولی فراموش می کند که بگوید من بیش از 18 سال در سال های سرکوب با امثال او و زهرا شجاعی و ... همکاری نزدیک داشتم. چرا از روزهای کم ملامت مشارکت در قدرت و امتیازاتش (چه در داخل ایران و چه در خارج) در سال 60 و 61 و 62 و 63 و 64 و 65 و 66 و 67 و 68 و 69 و 70 و 71 و 72 و 73 و 74 نمی گویید. دگردیسی معنا دارد. گذشته ای دارد و پروسه شدنی در کار است.
نکته دیگر اینکه ایشان تلویزیون خود را نیز برای پیشبرد این بحث پیشنهاد می کند!!!  یعنی فکر می کنید ایشان نمی داند که این پیشنهاد با عرف پیشبرد یک دیالوگ برابر در یک مکان خنثی در تناقض است؟
من فکر می کنم اگر واقعا همه تمایل به پیشبرد این بحث دارند و آن را گره گشا می دانند، بهترین امکان پیشبرد ان یک جلسه جضوری و علنی ست که می تواند از طریق اینترنت و .... هم پخش شود. ما قادریم چنین بحثی را علی رغم تمام هیجانات و حس های درون آن  در یک قالب منطقی به پیش ببریم، این تاریخ و واکاوی آن وظیفه ای ست که ما به بهترین وجهی از عهده آن بر خواهیم آمد. و شاید برای بسیاری در بازگفتن از گذشته درس آموزی داشته باشد. من به عنوان کسی که در پکن بوده  و به عنوان فعال چنبش زنان در چنین گفت و گویی شرکت می کنم.
من فکر می کنم ما گره های بسیاری با این دوستان داریم. خوب هم هست که این زخم ها را باز کنیم و به طور اصولی دوباره آنها را ببندیم. این درد برای همه ما ناگزیر است.
قصد هم رسیدن به اتحاد و .... نیست. اینقدر "همه با هم" در حوزه زنان را تبلیغ نکنید. ما گرایشات و افکار و ایده ها و روابط و مناسبات خودمان را داریم و قرار نیست با چنین دیالوگ هایی همه را تغییر دهیم. اما به چنین دیالوگی برای شناخت بیشتر از یکدیگر و جلوگیری از تکرار سیاست های مخرب گذشته نیازمندیم.
شادی امین
20 سپتامبر 2012

Tuesday, September 18, 2012

Bijing

اجتماعی
17 سال پیش، رویارویی زنان ایرانی در کنفرانس پکن
گفتگوی نوشین شاهرخی با شعله ایرانی, ٢٨ شهریور ١٣٩١
فیلم کوتاه "ایران، زنان مدرن، زنان بنیادگرا" جمیله ندایی خاطره‌ی کنفرانس پرماجرا ی زنان را دوباره زنده کرده است. شعله ایرانی سردبیر نشریه «آوای زن» و دبیر بخش خارجی نشریه فمینیستی سوئدی «فمینیسم پرسپکتیو» در سال 1995 در کنفرانس پکن شرکت کرده بود و حال پس از نزدیک به دو دهه در گفتگویی با شهرزادنیوز نگاهی به این تکه از تاریخچه‌ی جنبش زنان ایرانی می‌اندازد.
Sholeh-Irani1
شعله ایرانی
شهرزاد نیوز: در فیلم کوتاه «ایران، زنان مدرن، زنان بنیادگرا» جمیله ندایی پس از هفده سال کنفرانس جهانی زن در پکن را در رویارویی زنان تبعیدی و زنان بنیادگرای محجبه بازتاب می‌دهد. فیلمی که خاطره‌ی این کنفرانس پرماجرا را دوباره زنده کرده است. شعله ایرانی، سردبیر نشریه «آوای زن» و دبیر بخش خارجی نشریه فمینیستی سوئدی «فمینیسم پرسپکتیو»، در سال 1995 در کنفرانس پکن شرکت کرده بود و حال پس از نزدیک به دو دهه در گفتگویی با شهرزادنیوز نگاهی به این تکه از تاریخچه‌ی جنبش زنان ایرانی می‌اندازد.
جهان پیش از اینترنتشعله ایرانی بر این نظر است که فیلم "ایران، زنان مدرن، زنان بنیادگرا" بازتاب بخشی از رویدادهای کنفرانس می‌باشد و از بخشی از سمینارهای گوناگون و اکسیون‌هایی می‌گوید که در آن ده روز جریان داشت.
شعله: دنیای آن زمان دنیای دیگری بود؛ با اینکه تنها هفده سال از آن زمان گذشته، دنیای قبل از اینترنت. وقتی ما زنان فعال ایرانی که در کشورهای مختلف پناهنده بودیم، از کنفرانس پکن اطلاع پیدا کردیم، تلاش کردیم تا با تمام مشکلات مالی که آن زمان داشتیم در این کنفرانس شرکت کنیم. ما زنان پناهنده و فعال سیاسی و حقوق زنان هر روز آنجا سمینار، تظاهرات و نمایش‌های خیابانی داشتیم و بسیار مجهز رفته بودیم و غیر از سمینارهایی که خودمان گذاشته‌ بودیم، در سمینارهای زنانی که از ایران آمده بودند و دیگر زنان فعال جهان شرکت می‌کردیم. من خودم از قبل نشریه‌ای به زبان انگلیسی در باره‌ی قوانین ایران و فعالیت‌های زنان در ایران چاپ کرده بودم که با خودمان بردیم. همچنین اعلامیه‌هایی که از قبل در مورد قوانین ضد زن در جمهوری اسلامی نوشته بودیم، همه را چاپ کردیم و با خودمان بردیم. تعداد نزدیک به هزار تی‌شرت هم با طرح زنی سنگسار شده تهیه کرده و با خودمان برده بودیم، خودمان آنرا می‌پوشیدیم و به زنان کنفرانس هم می‌دادیم. روزهای آخر بسیاری از زنان از کشورهای دیگر آن تی‌شرت ها را پوشیده بودند.
سازمان‌های زنان جمهوری اسلامیتعداد زنان تبعیدی را در کنفرانس پکن شعله حدود چهل نفر برآورد می‌کند و می‌گوید زنانی که از سوی جمهوری اسلامی برای شرکت در این کنفرانس بسیج شده بودند، چندین برابر آنان بودند. تعدادی از زنان ایرانی نیز از سوی سازمان‌های ان جی اویی که از کشورهای میزبانی که در آن زندگی می‌کردند آمده بودند، ولی در اکسیون‌های زنان تبعیدی شرکت فعالانه داشتند. از شعله در رابطه با چند و چون زنان شرکت‌کننده از ایران جویا می‌شوم.
شعله: ما داریم از سال‌هایی صحبت می‌کنیم که اصلا استقلال سازمان‌های زنان چندان معنی نداشت. یعنی سازمان‌های زنانی که در ایران وجود داشت سازمان‌هایی بودند عمدتا مورد تأئید نظام؛ در غیر این صورت نمی‌توانستند وجود داشته باشند. تازه داشت حرف زدن از مسائل و مشکلات زنان شروع می‌شد و سازماندهی‌های مستقل به شکل نیمه علنی در مجامع زنان رشد می‌کرد. کسانی که به کنفرانس پکن فرستاده می‌شدند مورد تأئید نظام بودند و همه‌ی زنانی که از بخش غیردولتی از طرف جمهوری اسلامی شرکت کردند محجبه بودند و یا چادر سیاه داشتند. تعدادی هم مرد همراهشان بودند که اکثرا مأمور فیلم‌برداری بودند و اغلب برای ما مزاحمت ایجاد می‌کردند. خوشبختانه اکیپ زنان ایرانی تبعیدی و فعالین جنبش زنان در کنفرانس از حمایت خواهرانه‌ی زنان کشورهای دیگر برخوردار بودند. آنان به محض اینکه می‌دیدند که ما احساس خطر می‌کنیم به کمک‌مان می‌آمدند و در تمام اکسیون‌ها و برنامه‌ها و سمینارهایمان شرکت می‌کردند. ما آن زمان حمایت اکثریت زنان اکتیویست دنیا را داشتیم هم چنانکه هنوز هم داریم.
موافقان و مخالفان تصویب حقوق برابر
شعله تأکید می‌کند که کنفرانس پکن کنفرانس سازمان ملل بود و یکی از مهمترین کنفرانس‌های مربوط به مسائل زنان که قرار بود قوانین جدیدی را در مورد حقوق برابر زنان در دنیا تصویب کنند و این را به تصویب دولت‌ها هم برسانند.
شعله: ائتلاف خیلی بزرگی از سوی واتیکان و بسیاری از کشورهای اسلامی، از جمله جمهوری اسلامی، تشکیل شده بود که می‌خواستند مانع از تصویب برخی از مفاد قطعنامه‌ی سازمان ملل، نظیر حق سقط جنین و اصل برابری حقوقی زن و مرد شوند. و در جاهایی که می‌توانستند عذر و بهانه‌های ممنوعیت و محدودیت‌های مذهبی علیه برابرسازی حقوق زنان با مردان در دنیا بیاورند. اهمیت دیگر آن کنفرانس این بود که پس از سال‌ها چندین هزار زنان فعال و نمایندگان سازمان‌های زنان را از سراسر جهان یک‌جا جمع کرد. آن زمان ارتباطات مثل حالا راحت نبود و خیلی مهم بود که چندین هزار زن یک‌جا جمع شوند و با هم تبادل نظر و گفتگو کنند. برای جمهوری اسلامی هم این یک فوروم بود که به او اجازه می‌داد تا به یک مجامع جهانی بیاید و در مقابل سازمان‌ها و فعالین جنبش زنان از سراسر جهان از سیاست‌های خود مربوط به زنان دفاع کند و این نقشی بود که سازمان‌های زنان که از سوی جمهوری اسلامی گسیل شده بودند بر عهده داشتند. در کنفرانس می‌گفتند که زنان در ایران هیچ مشکلی ندارند؛ خیلی راحتند؛ و این پوشش، شکل زندگی و قوانین تبعیض آمیز را زنان خودشان در ایران انتخاب کرده و می‌خواهند.
شعله نتیجه را برای زنان جمهوری اسلامی «بسیار بد» ارزیابی می‌کند.
شعله: با اینکه تعداد ما کم بود، ولی از صبح کله سحر تا نیمه‌شب با برنامه‌ریزی و تقسیم کار میان خودمان، هیچ سمیناری از زنان جمهوری اسلامی را از دست نمی‌دادیم و همه‌جا با رعایت شیوه‌‌های دمکراتیک حضور پیدا می‌کردیم. به سخنرانی‌شان گوش می‌دادیم، بعد دست بلند می‌کردیم و حرف‌هایمان را می‌زدیم و بارها از سوی زنان شرکت‌کننده از دیگر کشورها تشویق و حمایت شدیم. حضور ما برجسته بود.
شیوه‌ پاسخ
در فیلم زنان تبعیدی را می‌بینیم که با پرسش‌هایشان از زنان چادرمشکی دررابطه با ارث برابر، چند همسری، شهادت زن و یا حق سفر زن بدون اجازه‌ی شوهر می‌پرسند و زنان محجبه دست‌پاچه نمی‌دانند چه پاسخی بدهند.
شعله: در این فیلم تنها یکی دو نفر از زنان محجبه اند که بر موضوعی که باید دفاع کنند مسلط هستند. در اکثر نشست‌ها چنین بود. فکر می‌کنم برای بسیاری از زنانی که از ایران آمده بودند اولین بار بود که با زنان تبعیدی و معترض روبرو می‌شدند و در برابر چنین سئوالاتی قرار می‌گرفتند. آن دوران در ایران جو خفقان خیلی شدید بود و این مباحث هنوز فرصت ابراز علنی نیافته بود. امروز ما در رسانه‌‌های اینترنتی مباحث مربوط به آزادی و برابری زنان را طرح می‌کنیم که در خارج و در ایران خوانده می‌شوند. آن زمان این امکان نبود. زنانی که از ایران آمده بودند حزب‌الهی بودند و در محیط‌های بسته‌ای رشد کرده و با مخالفین خود چهره به چهره روبرو نشده بودند. این پرسش‌ها برایشان غریب بود و نمی‌دانستند چه پاسخی بدهند. از سوی دیگر برای خیلی از پرسش‌ها جوابی نداشتند؛ بنابراین در اکثر موارد طفره می‌رفتند. و هرچه حرف می‌زندند بیشتر رسوا می‌شدند و همان حرف‌های خودشان کافی بود که مردم بفهمند اینها که هستند.
شعله اشاره می‌کند که جدا از سمینارها چندان دیالوگی میان تبعیدیان و زنان جمهوری اسلامی صورت نمی‌گرفت و گاه حتی دور از چشم دیگران به درگیری می‌انجامید.
شعله: تا وقتی شاهد داشتیم و زنان فعال کشورهای دیگر دور و برمان بودند زنان جمهوری اسلامی حفظ ظاهر می‌کردند، ولی به محض اینکه شاهدی نبود رفتارشان خصمانه می‌شد. یعنی عصبی می‌شدند و حتی به ما حمله می‌کردند.
دست‌آوردهای کنفرانس پکن
شعله یکی از پروژه‌های مهم جنبش زنان ایرانی را کنفرانس پکن می‌داند و برای روشن ساختن این اهمیت به چند نکته اشاره می‌کند.
شعله: یکی اینکه ما توانستیم در میان چندین هزار زن از سراسر جهان حرف‌هایمان را بزنیم؛ تبلیغ و افشاگری کنیم و تماس برقرار کنیم. دوم اینکه ما زنان تبعیدی از کشورهای مختلف که از وجود هم خبر نداشتیم، یکدیگر را ملاقات کردیم و بسیاری از ما اولین بار در پکن با هم آشنا شدیم. سوم اینکه زنانی که از سوی جمهوری اسلامی آمده بودند ـ کسانی که در میان آنان بُر خورده بودند و شاید کمی صادق بودند و فکر می‌کردند دارند واقعا کاری برای مسائل زنان می‌کنند ـ با دیدن ما متوجه شدند که تصویری که از ما داشتند که به زعم جمهوری اسلامی مخوف و تروریست بود، دروغ است. دیدند که ما هم زنانی هستیم مثل همه‌ی زنان، فقط تجربیات، منافع و عقایدمان با آنان متفاوت هست. دیدند و شنیدند که کسانی در میان ما اعضای خانواده‌شان در جمهوری اسلامی اعدام شده بودند و یا خودشان زندانی سیاسی سابق بودند و روایت رنج‌های ما را از نزدیک شنیدند. یک روز داشتم در کریدور با عجله می‌دویدم که خانم محجبه‌ای مرا یک لحظه نگه داشت و همانطور که دور و برش را نگاه می‌کرد که کسی او را نبیند گفت که «من می‌خوام یک چیزی بگم. همه‌ی ما که با این دار و دسته جمهوری اسلامی اومدیم، یک جور فکر نمی‌کنیم و بعضی از ما هم مخالفیم و انتقاد داریم. این را از قول من به دوستانت بگو.» این فرد محبوبه عباس‌قلی‌زاده بود که من بعد‌ها که عکسش را دیدم متوجه شدم که آن زن محبوبه بوده است. البته اگر حافظه‌ی تصویری‌ام اشتباه نکرده باشد. آن دیدار روی کسانی مانند محبوبه تأثیر گذاشت و تلنگری زد.
اپوزیسیون فعال در رسانه‌ها
شعله به نقطه‌ اوجی در کنفرانس پکن اشاره می‌کند. با پایان‌یافتن سمینارهای ان جی اوها، کنفرانس بخش دولتی در محوطه‌ای محافظت‌شده در خود پکن شروع می‌شود.
شعله: ما حدود ده نفر بودیم که داوطلب شدیم خودمان را به محوطه‌ی دولتی برسانیم و هنوز باور نمی‌کنم چگونه موفق شدیم که از صف کنترل پلیس چین رد شویم. ولی موفق شدیم! درست در ساعتی که هیأت دولت جمهوری اسلامی از اتوبوس خود پیاده شدند تا وارد سالن شوند، ما شروع کردیم به شعار دادن، فریاد زدن و پخش اعلامیه. در عرض سه چهار دقیقه تمام رسانه های بین‌المللی که در کنفرانس حضور داشتند بیرون آمدند و با ما مصاحبه کردند. سی‌ان‌ان و بی‌بی‌سی هم نشان دادند. بعد پلیس و ارتش چین دو سه تا اتوبوس آوردند و ما را محاصره کردند تا دیده نشویم. فکر می‌کردیم که ما را می‌گیرند و دولت چین ما را تحویل جمهوری اسلامی می‌دهد! از یک سو پلیس ما را می‌کشید و از سوی دیگر خبرنگاران رسانه‌های مختلف که از ما دفاع می‌کردند. بالاخره به کمک ژورنالیست‌ها و دوربین‌هایی که چینی‌ها نمی‌خواستند چنین صحنه‌هایی را مخابره کنند توانستیم از مهلکه فرار کنیم. بازتاب این ماجرا در رسانه‌های مختلف غنیمت بزرگی بود که صدای ما را به دنیا برساند و نشان دهد که اپوزیسیونی در مقابل جمهوری اسلامی وجود دارد که تا پکن هم دنبال آنان می‌رود! حضور ما در کنفرانس پکن شاید برای اولین بار در آن سال ها به سازمان های زنان و مردم دنیا تصویر دیگری از زن ایرانی را نشان داد که با تصویری که جهان از زن ایرانی داشت که توسط جمهوری اسلامی ارائه می‌شد متفاوت بود.