Pages

mouvement des femmes Iraniennes

mouvement des femmes Iraniennes

Thursday, September 20, 2012

pékin



پکن پس از 17 سال!
دوست نازنینی بحث های مربوط به کنفرانس پکن را که در این میلینگ لیست در جریان است برایم فرستاد.
فیلم جمیله ندایی را هم دیدم. ممنون از زحمتی که برای تهیه و تدوین فیلم کشیده بود. من در همان زمان فیلم 72 دقیقه ای از تمام جلسات رژیمی ها و خودمان تهیه کردم که بیش از 3500 ایرانی در اروپا و امریکا و در جلسات مختلف این فیلم را دیدند و به همین دلیل صحنه های این فیلم برایم بسیار آشنا بود.
امیدوارم در آینده نزدیک فرصت دیجیتال کردن این فیلم و گذاشتن آن بر اینترنت را پیدا کنم.
این فیلم بحث را بار دیگر به خانم عباسقلی زاده و نقشش در کنفرانس پکن کشاند. به نظر من اما کنفرانس پکن نقطه تلاقی اینان با تبعیدی ها و تبعیدی ها با زنان فرستاده رژیم است، و اغاز حیات و فعالیت این دو گروه از زنان نیست. به این معنی همه این زنان، از من و فتانه و شعله و شهین و هایده و لیلا و ... گرفته تا خانم عباسقلی زاده و نماینده بسیج دانشجو یی و صفا وردی و ... همه گذشته و حال معینی داشته و داریم.
می خواهم بگویم موضوع را به دو هفته پکن تقلیل ندهیم. ضمن اینکه موضوعی است که به عنوان مثال و نمود تقابل این دو طیف باید به آن پرداخت.
اما آنچه بیش از همه باعث شد این نامه را بنویسم لحن و ادعاهای خانم عباسقلی زاده است که نمی توانم در حد همین مختصر نیز آنرا بی پاسخ بگذارم.
اول اینکه من دو سال پیش زمانی که ایشان در مقاله ای تبعیدی ها را به تمسخر گرفت و از رعایت حقوق شهروندی اش در فرودگاه و توسط دولت ایران حرف زد، مقاله ای علنی در نقد نظراتش نوشتم.
لینک مطلب من تحت عنوان" گیجی نقش": http://www.shabakeh.de/archives/individual/002025.html
در آنجا من نوشتم:" زمانی که خانم عباسقلی زاده به همراه هیئت اعزامی رژیم به چین و به کنفرانس زنان آمده بود تا در سال 1995 یعنی 16 سال پس از روی کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی همچنان از سیاست های آنها دفاع کند، همین تبعیدی ها در همان کنفرانس به افشای سیاست های ارتجاعی و ضد زن رژیم مشغول شدند و البته ایشان به همراه 400 زن فرستاده رژیم و مردان همراهشان با تظاهرات و فحاشی به ما سعی در تخطئه فعالیت های ما داشتند. خانم عباسقلی زاده هیچگاه به "توهمات "آن دوره خود نقدی وارد نکرده اند و البته ما هم که همه از آن مطلعیم در این باره سکوت کردیم و حضور ایشان در جنبش زنان را معیار گسست قطعی ایشان از دستگاه دولتی قلمداد کردیم. ولی ایشان با همان سیستم فکری به بی اعتبار کردن تبعیدیان می پردازد و به راستی ایشان در این مورد حداقل به نظر می آید دچار "گیجی نقش" است."
و امروز بعد از دیدن ایمیل ایشان در مورد خودشان و ادعاهایی که کرده اند که:" من و امثال من دور از چشم ماموران اطلاعات و از نصفه شب تا صبح با افرادی مثل نیره توحیدی که این جنبه از تغییر در ایران را حس کرده بود حرف می زدیم و نه با دوستانی از بین شما که با دوربین دنبال ما بودند و حتی فارسی حرف نمی زدند که مبادا ما بفهمیم ایرانی هستند چه برسد به گفتگو و دیالوگ انها همه مارا که از ایران اماده بودیم به یک چشم و در کلیشه مامور جمهوری اسلامی می دیدند.همین کلیشه ای که هنوز در چشم همان دوربین به دستی که فارسی حرف نمی زد  نشکسته و هنوز با همان نگاه به زنانی نظیر من نگاه می کند."
بار این واژه ها" دوستانی از شما که با دوربین دنبال ما!!!!!!" بودند را دریابید.
بله خانم عباسقلی زاده. من هم یکی از همان "دوربین بدستان " بودم که با خرج خودم و مشقت فراوان به آن کنفرانس آمدم و با یک دوربین غرضی بیش از 15 ساعت فیلم خام از جلسات شما تهیه کردم و شب و روز نخوابیدم تا هیچ کجا شما را از دست ندهم. حتی زمانی که شما در دوربین من نگاه می کنید و با بیش از 300 زن و مرد حزب اللهی با خشم و صورتی بر افروخته پشت سر هم فریاد می زنی: الله اکبر"
و کیست که نداند ترجمه این خشم و این شعار در آن موقع یک چیز بود: حساب همه تان را می رسیم" و بله خانم صفاوردی و آقای حقیقت جو و اون برادر" ستار" سازماندهی می کردند.
حال فراموش نکنیم که پکن پس از 16 سال از حیات جمهوری اسلامی بود. یعنی شما 16 سال را در دستگاه دولتی ، در دفاع از حجاب قلم زدید.( هنوز برخی از این مقالاتتان که با نام آنموقعتان منتشر کرده اید به یمن اینترنت قابل دسترسی ست) این لینک یکی از مطالب شما: http://www.hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID=130&MagazineNumberID=3638&MagazineArticleID=17015
این مطلب محبوبه خانم آنقدر مجبوب اسلامیست های دولتی بود که ده ها  بار باز انتشار شده است و همچنان در سایت حوزه علمیه قم نیز قابل دسترسی است.
از آن گذشته شما کار ممیزی انجام دادید . شما در موضوع زنان در سوی قدرت بودید.
ایشان جوری حرف میزند که انگار دو طرف بحث دچار پیش داوری هایی نسبت به هم هستند  و تاریخ سرکوبگران و سرکوب شدگان را یکی می کند.
برخی هم با تکرار اینکه "همه اشتباه کرده اند" اشتباه یک اکتیویست را با مثلا نقش آقای سازگارا و یا چمران و خلخالی یکی می کنند. حتی همه اینها یکی نیستند چه رسد به اینکه خانم عباسقلی زاده " خطای" خودش را مثلا همطراز یک "خطای" سیاسی شهین نوایی  بداند!
ایشان در قدرت دولتی و از ابزار پیشبرد آن سیاست بوده و در تئوریزه کردن سیاست سرکوب زنان طی 18 سال اول نقش داشته است. اتفاقا برخورد درست این است که بگوییم" مسئولیت پذیری یعنی اینکه هر کدام از ما ببینیم کجا خطاهایی کرده ایم که باید بابت آن به خود نقد جدی کنیم." چپ و ما زنان همراه آن سالهاست به نقش خود در سازمانهای مختلط و دیدگاه هایمان نقد های جدی وارد کرده ایم. و البته در عمل هم فاصله مان را در بسیاری از موارد با آن سیاست نشان داده ایم. شاید جاهایی هم موفق نبوده ایم ولی صادقانه به این نقد پرداخته ایم و هر روز با آن درگیریم و هنوز که هنوز است مورد سوال واقع می شویم و ما را از پاسخ گریزی نیست.
اما خانم عباسقلی زاده و امثال ایشان فکر می کنند حالا که خود حجاب از سر برداشته اند( که امری است مبارک) باید همه ما که روزها و سالهای بسیاری را زیر سیطره همپالگی های ایشان انواع فشارها را تحمل کرده ایم، باید به جای نقد این گذشته و انتظار نقد صریح از اینان، همه کارهایمان را زمین بگذاریم و مشغول" تشویق دگردیسی ایشان" شویم.
اما اجازه بدهید بیش از این وارد این مقولات نشوم. و در پکن باقی بمانم. لحن ایشان نشان می دهد هنوز هیچ حس تفاهمی به خشم تبعیدی ها در آن کنفرانس ندارد. هنوز نتوانسته به حقانیت مبارزه ما در مقابل فرستاده های رژیم باور کند و خود را نوعی قربانی می داند که ما این" امثال ایشان" را ندیده ایم.
خانم عزیز تقصیر کسی چیست که شما کاملا غیر قابل تفکیک از یکدیگر بودید! بسیاری از شما تا ما را تنها گیر می آوردند می گفتند:" خانم از ما فیلم نگیر. بخدا ما با اینها نیستیم. فقط اومدیم یه هوایی بخوریم"
یا اون دیگری که می گفت:" دیشب در هتل برای شما نماز خواندم و دعا کردم که زودتر برگردید پیش خانواده هایتان" یا اون خانمی که می گفت:" به خدا من خودم تو خانواده ام اعدامی دارم. ولی خب اسلام و حجاب رو که نمیشه از ایرانی گرفت"
یا آن سوی داستان ، مردی که به یکی از دوستان"دوربین به دست" ما گفته بود: میای شب بریم تو هتل ارشادت کنم؟" و یا زنی که می گفت:" شما همه تون یه مشت جنده هستید" و یا دهها مثال دیگر. شما در کدام طیف بودید؟
این برای ما قابل تشخیص نبود چرا که جلسه که برگزار می کردید طبق ماموریتتان همه از وضعیت بهبود یافته زن ایرانی و حقوق آن حرف می زدید و میکروفون از دست هم می گرفتید که جانانه تر دفاع کنید.
می بینید خانم عباسقلی زاده، تا یاد نگیرند از موضع قربانی خود را بیرون بیاورید، عملا یک گفت و گوی برابر ممکن نخواهد بود. ایشان می گوید صفاوردی عامل دستگیری من بود. درست هم می گوید. ولی فراموش می کند که بگوید من بیش از 18 سال در سال های سرکوب با امثال او و زهرا شجاعی و ... همکاری نزدیک داشتم. چرا از روزهای کم ملامت مشارکت در قدرت و امتیازاتش (چه در داخل ایران و چه در خارج) در سال 60 و 61 و 62 و 63 و 64 و 65 و 66 و 67 و 68 و 69 و 70 و 71 و 72 و 73 و 74 نمی گویید. دگردیسی معنا دارد. گذشته ای دارد و پروسه شدنی در کار است.
نکته دیگر اینکه ایشان تلویزیون خود را نیز برای پیشبرد این بحث پیشنهاد می کند!!!  یعنی فکر می کنید ایشان نمی داند که این پیشنهاد با عرف پیشبرد یک دیالوگ برابر در یک مکان خنثی در تناقض است؟
من فکر می کنم اگر واقعا همه تمایل به پیشبرد این بحث دارند و آن را گره گشا می دانند، بهترین امکان پیشبرد ان یک جلسه جضوری و علنی ست که می تواند از طریق اینترنت و .... هم پخش شود. ما قادریم چنین بحثی را علی رغم تمام هیجانات و حس های درون آن  در یک قالب منطقی به پیش ببریم، این تاریخ و واکاوی آن وظیفه ای ست که ما به بهترین وجهی از عهده آن بر خواهیم آمد. و شاید برای بسیاری در بازگفتن از گذشته درس آموزی داشته باشد. من به عنوان کسی که در پکن بوده  و به عنوان فعال چنبش زنان در چنین گفت و گویی شرکت می کنم.
من فکر می کنم ما گره های بسیاری با این دوستان داریم. خوب هم هست که این زخم ها را باز کنیم و به طور اصولی دوباره آنها را ببندیم. این درد برای همه ما ناگزیر است.
قصد هم رسیدن به اتحاد و .... نیست. اینقدر "همه با هم" در حوزه زنان را تبلیغ نکنید. ما گرایشات و افکار و ایده ها و روابط و مناسبات خودمان را داریم و قرار نیست با چنین دیالوگ هایی همه را تغییر دهیم. اما به چنین دیالوگی برای شناخت بیشتر از یکدیگر و جلوگیری از تکرار سیاست های مخرب گذشته نیازمندیم.
شادی امین
20 سپتامبر 2012
Post a Comment