Pages

mouvement des femmes Iraniennes

mouvement des femmes Iraniennes

Friday, December 06, 2013

بنفشه حجازی پژوهشگر برجسته تاریخ زنان ایران


کتابخانه مجازی صدیقه دولت آبادی این فیلم را در بزرگداشت پژوهشگر برجسته حوزه زنان، بنفشه حجازی، و به خاطر بیش از سی سال پژوهش در حوزه زنان و آثار متعدد و بسیار ارزشمند او در این زمینه تهیه کرده است. قرار بود فیلمی باشد شامل اظهار نظر دیگران، خوانندگان آثارش که البته شعر و ادب و پژوهشگری گسترده تر را دربر می گیرد. اما مستند این جا نه درباره خودش که فقط و فقط ۲۶ دقیقه روایت او درباره سیر کارش، و خطاب به پژوهشگران جوان، است. بنفشه حجازی شخصیتی نامی است و در ضمن نخستین پژوهشگر زن پس از انقلاب در حوزه زنان است. اما برای او نخستین یا آخرین بودن مهم نیست، مهم این است که خوانندگان جوان او با تلاش و مداومت جای خود را در جامعه بیابند و بدانند که کی هستند و چه مسیری را باید در پیش گیرند.
مقاله تاریخ عفونت یا عفونت تاریخی از زیر قلم بنفشه حجازی نوشته ناهید میرحاج در همین بخش که مروری است بر این سلسله پژوهش های بنفشه حجازی به مناسبت همین بزرگداشت نگاشته شده است.
بنفشه حجازی نخستین کتاب مجموعه ۶ جلدی بررسی تاریخی زنان، «زن به ظن تاریخ»، را در ۱۳۷۰ منتشر کرد، که به معنی ۵ سال فیش برداری و سپس برنامه ریزی های بعدی بود تا، چنان که خود می گوید، به دنبال آن سال ها به بررسی تاریخ حیات اجتماعی زن در ایران بپردازد. فهرست کتاب های پژوهش زنان او، از جمله ۶ جلد بررسی تاریخی، از این قرار است (توضیح: آخرین جلد تحقیقش مربوط به تاریخ زنان ایران در دوران معاصر که در این فهرست نیامده، در انتظار مجوز ارشاد است):
  • تاریخ خانمها : بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر قاجار. قصیده سرا، ۱۳۸۸
  • تاریخ هیچکس؛ بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر زندیه و افشاریه. تهران، قصیده سرا، ۱۳۸۵
  • زن تاریخ :بررسی جایگاه زن از عهد باستان تا پایان دوره ساسانیان. تهران، قصیده سرا، ۱۳۸۵
  • چند کلمه از مادرشوهر: بررسی جایگاه زن در امثال حکم و اشعار عامیانه زبان فارسی. تهران، فرزان روز، ۱۳۸۵
  • زنان ترانه؛ بررسی حضور زن در ترانه‌ها و اشعار عامیانه. تهران، قصیده سرا، ۱۳۸۴
  • تذکره اندرونی: شرح حال و شعر شاعران زن قرن سيزدهم تا پهلوي اول. تهران، قصیده سرا (و) روشنگران، ۱۳۸۳
  • تاج الرّجال: رابعه عدویه. تهران، شالیزار، ۱۳۸۲
  • ضعیفه؛ بررسی جایگاه زن ایرانی در عصرصفوی. تهران، قصیده سرا، ۱۳۸۱
  • به زیر مقنعه؛ بررسی جایگاه زن ایرانی از قرن اول تا عصر صفوی. تهران، نشر علم، ۱۳۷۶
  • زن به ظن تاریخ؛ بررسی جایگاه زن در ایران باستان. تهران، شهر آب، ۱۳۷۱

تاریخ عفونت یا عفونت تاریخی از زیر قلم بنفشه حجازی

نویسنده: ناهید میرحاج
درباره بنفشه حجازی می شود چند رقم نوشت و کارهای او را ستایش یا نقد کرد. او زنی از میان ماست که به طور خستگی ناپذیر کار کرده است. در عرصه های مختلف مانند شعر، رمان، و مهمتر از همه در حوزه زنان. کارنامه پرباری دارد که با یک کلیک در فضای مجازی می توان با فهرست کتابشناسی و مقاله شناسی کارهایش آشنا شد. پس نمی خواهم دراین باره بنویسم که او چقدر کار کرده است و چقدر پیگیر این کارها بوده است. چیزی را که می خواهم در این مقاله کوتاه به آن اشاره کنم، کمی زاویه دید و قلمم را متفاوت می کند. از نظر و نگاه من در مقام خواننده آثار بنفشه حجازی، او علاوه بر همه کارهایی که انجام داده، به طور اخص کارشناس یک حوزه است، که اسم آن را می گذارم کارشناس تاریخ عفونت یا عفونت تاریخی. شاید کسانی معترض شوند که ما تا کنون چنین شاخه ای در تاریخ نداشتیم و از این پس هم نخواهیم داشت. اما اگر کمی فرصت داشته باشم، می گویم که داریم و آن هم چه فراوان، اگرچه به طور رسمی جایی شناخته نشده است. عفونت از عفن می آید، عفن هم آن طور که در یکی از لغتنامه های عربی به فارسی آمده است، یعنی چرک، گندیدگی، پوسیدگی و کپک زدگی (آذرتاش، آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی- فارسی، انتشارات فرهنگ معاصر، تهران ۱۳۷۹، ص ۴۴۶.) بنفشه حجازی در رشته اصلی کارش که در این سالها پیگیرانه ادامه داده است، نیشتر برداشته و آن را در این عفونت تاریخی فرو کرده است، بی آنکه از نتایج آن به خود بیم و نگرانی راه دهد. آخر ما در جامعه ای زندگی می کنیم که هنوز گروههای قدرتمندی هستند که ممکن است این چرک و عفونت نیشتر زده را بردارند و به صورت کسانی بپاشند که در حقیقت اندامها و تنشان از این عفونت در رنج است: یعنی، زنان. به سبب اینکه هنوز هستند بسیاری از مردان که با همان ذهنیت تاریخی به زن نگاه می کنند و در قضاوتهاشان بر چرکهای این عفونت تاریخی اضافه می کنند.
کسانی مانند بنفشه حجازی که کار بررسی متون تاریخی را با هدف کشف و شناسایی نگاه به زن و شناخت ریشه های تاریخی تبعیض جنسیتی و زن ستیزی پیشه خود ساخته اند، در حقیقت خود دارند یک کار تاریخ ساز می کنند. برای قرنها ما چشممان را به این عفونت انباشت شده در پیکر جامعه بسته بودیم. اما در چند دهه اخیر به سبب تغییرات در مناسبات اجتماعی و تلاشهای جدی چند نسل از زنان برای استیفای حقوق برابر زنان با مردان، نگاهی در بین محققان این عرصه شکل گرفته است مبنی بر اینکه باید ریشه های زن ستیزی را در تاریخ خودمان خوب بشناسیم تا بتوانیم راه درمان این عفونت را پیدا کنیم. به اعتقاد این گروه از محققان نیشتر زدن به این عفونت یعنی باز کردن سر یک دمل چرکین و به تماشا گذاشتن آن که قدم اول در کسب آگاهی اجتماعی در مسیر جنبش زنان است. از این وضعیت نباید هراسی به دل راه داد، چون این خود مقدمه ای برای درمان همیشگی عفونت تاریخی در پیکر جامعه ماست. در این مورد به خصوص می خواهم درباره کارهای او که به موضوع زنان پرداخته است چند نکته را یادآوری کنم.
بنفشه حجازی کار مطالعات تاریخی زنان را با کتاب «زن به ظن تاریخ» شروع و در اوایل دهه ۱۳۷۰ این کتاب را منتشر کرد. ادامه کار و مجلدات بعدی نشان داد که او مطابق یک نقشه راه که بیست سال زمان برده، کار مطالعات زنان را در بستر تاریخ ایران گسترش داده است، زیرا در دهه ۱۳۸۰ چندین عنوان کتاب در این زمینه منتشر کرد که در این میان پنج عنوان از این کتابها در یک مسیر متصل تاریخی به کشف جایگاه زنان در تاریخ ایران می پردازد. این پنج عنوان کتاب به بررسی جایگاه زنان در پنج دوره تاریخی از عهد باستان تا پایان دوره قاجار اختصاص می یابد. نخستین کتاب از این مجموعه که «به زیر مقنعه » نام دارد از سده نخست تا آغاز دوره صفوی را در برمی گیرد؛ « ضعیفه »، کتاب دوم، به بررسی جایگاه زنان در دوره صفوی می پردازد؛ «زن تاریخ»، کتاب سوم، جایگاه زن از عهد باستان تا پایان دوره ساسانیان را بررسی می کند؛ چهارمی، « تاریخ هیچکس»، بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر زندیه و افشاریه را در برمی گیرد و کتاب پنجم که « تاریخ خانمها» است، به بررسی جایگاه زنان در دوره قاجار می پردازد. هر پنج عنوان این کتابها دو جنبه متفاوت دارند: از یک سو نویسنده آنها می خواهد که چهره فرهنگی و اجتماعی زنان را از پس غبارهای تاریخی بروبد و در برابر مخاطب امروزی عیان کند، و این درست نقطه مقابل آن دمل چرکین است که او، از دیگر سو، می خواهد با نیشتر زدن به ذهنیت مردسالارانه که انباشته از گندیگی و فساد نسبت به جنس زن است چشمان ما را در برابر واقعیتها باز کند. در هر دو حالت بنفشه حجازی می خواهد ما را به خودمان بشناساند و چقدر خوب هم این کار را انجام می دهد. در بررسی هر پنج کتاب متوجه می شویم که او سعی بسیار کرده است که چیزی را از قلم نیندازد و با مقوله بندی درست هر یک از این کتابها دو جنبه از کاری را که هدف اصلی اش بوده است بشکافد. در این کتابها ما هم با چهره فرهنگی زنان آشنا می شویم و هم در مقابل آن با چهره جنسی زنان و همچنین چهره اجتماعی آنان. در چهره اجتماعی و جنسی زنان است که عفونت تاریخی ذهنیت مردسالارانه عیان می شود و خواننده می فهمد که علت وضعیت اسفبار زن، در اینکه چیزی جز عورات و ناموس نامیده نمی شدند، به همین عفونت تاریخی برمی گردد.
ارزش این کار بنفشه حجازی از آنجا روشنتر می شود که او برخلاف بسیاری از محققان و پژوهندگان این عرصه که کارشان را با ترجمه متون فرنگی شروع و سعی کردند نظریه ها و نگرشهای فمینیستی را به زبان فارسی در دسترس جامعه قرار دهند، از همان آغاز و تالیف «زن به ظن تاریخ» راهی متفاوت در پیش گرفت. او در مسیر کار خود متوجه شد که اگرچه شناخت نظریه های فمینیستی و تاریخ اجتماعی جنبش زنان از منظر جهانی مهم و صد البته کاری واجب و شایسته است، اما اگر قرار است که خود را در این مسیر بشناسیم، باید ریشه های فرهنگی نگاه پدرسالارانه به زنان را در جامعه و تاریخ خود کشف کنیم. در جامعه ما این نگاه آن چنان با تحقیر همراه است، که اسمی جز عفونت نمی توان برآن گذاشت. چنان که هربار این کتابها را برمی دارم و بخشهایی از آنها را می خوانم، ناخودآگاه دچار هراس و تهوع می شوم. تهوع از اینکه به من جنس زن در تاریخ پدرسالارانه چطور نگاه شده است. برای روشن شدن سخن، از نویسنده در یکی از همین کتابها نقل می کنم که:
صاحب مجمع التواریخ نیز در شرح قلم دادن به دست ….، پس از فحاشیهای بسیار چون ضعیفه مفسده، ضعیفه فتانه قطامه، رباعی ذیل را می آورد و در خلال این ماجرا فرصت را برای عمومیت بخشیدن فساد به همه زنان از دست نمی دهد:
آدم ز بهشت یاقت نقصان از زن
یوسف به ته چاه به زندان از زن (!؟)
سیمرغ به کوه قاف پنهان از زن
صد ملک سلیمان شده ویران از زن
(حجازی، بنفشه، ضعیفه: بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر صفوی، نشر قصیده سرا، تهران ۱۳۸۱، ص ۲۸.)
این شمه ای از نگاه به جنس زن در تاریخ اجتماعی ما است. هرچه تبهکاری و ویرانی در جهان است و صد البته صد ملک سلیمان با دست ما زنان ویران شده است. این نگاه هنگامی است که به زنان همچون یک شیء واره جنسی نگاه نمی شود. اما هنگامی که قرار است به ما زنان به چشم شیء واره ای جنسی نگاه شود، تمامی این چیزها که درباره ما سروده و گفته شده است فراموش می شود و باز به گفته بنفشه حجازی در بخش دیگری از همان کتاب(همان، ص ۱۴۹.)،
همین سلطان در هر سال سه روز قدغن می کرد که مردها از خانه های اصفهان بیرون نیایند و «نازنینان طناز و زنان ماهروی پرناز و دختران گلرخسار سرو بالای ماهروی پرناز و دختران گلرخسار سرو بالای سمنبر و لعبتان سیم اندام بلورین غبغب، کرشمه سنج، عشوه گر با کمال آراستگی در بازارها برسردکانها و بساط شوهران بیایند و بنشینند. و ایشان با محرمان حریم خود به تماشای بازارها و کاروانسراها و قیصریه بیایند. آن زنان و دختران بر دکانها و حجره ها و بساطها با ناز و غمزه نشسته و همه را منتفع می نمودند و از حسن و جمال ماهرویان و مشکین مویان و گلرخان و سرو قدان و شوخ چشمان و سیب غبغبان و انار و نسرین بدنان و شکر لبان و شیرین سخنان و پرنازان و طنازان، تمتعها می بردند.
«هر زن و دختری را که آن فخر ملوک می پسندید و تحسین می فرمود، اگر آن زن شوهردار بود و این خبر به شوهرش می رسید، آن را طلاق می گفت و پیشکش آن زبده ملوک می نمود و آن افتخار تاجداران آن جمیله را به قانون شرع انور تصرف می نمود و او را با احسان و انعام باز به طریقه شرع انور مرخص می فرمود و باز به قاعده منهاج مستقیم به خانه شوهر خود می رفت و همچنین اگر دختر جملیه ای را به خوبی وصف می فرمود چنین می نمودند.»
و لازم به ذکر است که در هر چرخشی که در کارهای این محقق ارزنده تاریخ زنان می یابیم، این عفونت چهره ای دیگر به خود می گیرد و از کلام و اظهار نظر و اظهار فضل پدرسالارانه در تاریخ اجتماعی این سرزمین پا فراتر می گذارد، و در پی نیشتر زدن به مناسبات عفونی ای است که جان و جسم دختران و زنان را در معرض تاراج و فروش قرار می داد. برای نمونه او در یکی دیگر از آثارش چنین آورده است:
در عشر سوم جمادی الاولی 1315 حکومت کرمان و بلوچستان به آصف الدوله غلامرضا خان شاهسون مرحمت شد. از قرار مذکور آصف الدوله و کسانش در آن سال در کرمان تعدی بسیار نمودند و [او] از بابت مالیات چنان اجحاف به اهالی کرمان کرد که عوض مالیات دخترهای خود را به یکی دو تومان می فروختند و به آصف الدوله می دادند. (حجازی، بنفشه، تاریخ خانمها: بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر قاجار، نشر قصیده سرا، تهران ۱۳۸۸، ص ۲۶۴.)
همان طور که می بینیم، در هر قدم که با این کتابها پیش می رویم، بیشتر با چهره پدرسالارانه روبرو می شویم و در حقیقت این رفتارها همگی حکایت از رنج عظیمی است که به زنان در تاریخ جامعه ما رفته است. و به گفته خود نویسنده او همه این تلاشها را کرده است که از گم شدن رنج تاریخی زنان جلوگیری کند(حجازی، بنفشه، تاریخ هیچکس: بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر افشاریه و زندیه، نشر قصیده سرا، تهران ۱۳۸۵، ص۱۶.).
در پایان با درودی که از جان و دل برای بنفشه حجازی دارم، از طرف خودم در مقام یک زن و یک خواننده آثار او این تشکر خاص را دارم که بنفشه جان! ممنون ! کار سختی انجام داده ای، نیشتر را بر این چرک و عفونت فرو کرده ای، تا فرزندان جامعه ای که در آن زندگی می کنیم، در زمانی که دور نیست، تمامی آثار این فساد و تبهکاری را پاک کنند!
Post a Comment