Pages

mouvement des femmes Iraniennes

mouvement des femmes Iraniennes

Tuesday, December 15, 2015

مطلب مهم



بسیار درست دیده یید خانم مونا شاد
روياهاي يک کهنه "اصلاح طلب"
مونا شاد
نوشین احمدی خراسانی در نوشته ای با عنوان :“نمایندگان زنِ مجلس از همتایان مرد خود بدترند“! گفته است: ”تکرار و تأیید این گزاره حتا از سوی خود ما زنان، به نظر می رسد بیشتر از آن که ریشه در واقعیت داشته باشد بازتاب عدم اعتماد به نفس ما و ارزش های مردانه درونی شده در وجودمان است؛ در عین حال که نشان دهنده فرهنگ معیوبی است که ”خائن“ را بدتر از ”دشمن“ فرض می کند.“
خانم خراسانی، مثل تمام زنان دنیا دلش از فرهنگ و قوانين مردسالاری خون است ولی مشکل را در جنس مرد و دشمني با مردان می بیند؛ ايشان نمي بيند که اتفاقا عامل بازتوليد خرافه مردسالاری در ايران جمهوري اسلامي است. ايشان به سادگي، ارکان حاکميت سرمايه داري، از جمله صعنت مذهب و ناسيوناليسم را قلم ميگيرد تا به دشمني خوني با مردان برسد. عملکرد زنان مجلس را رنگ و لعاب شیک می دهد و آن را با توصیف بخشی از فیلم”اسب کِهر را بنگر“، توضیح می دهد که در این فیلم مانوئل قهرمان فیلم فریب دوست خیانتکارش را می خورد و وقتی به دام می افتد به جای اینکه یکی از ژنرالهای ارشد که دشمنش است را بکشد و انتقام خون هزاران نفر از مردم آزادیخواه اسپانیا را بگیرد!!، در عوض اسلحه را به سوی سر دوستش که از جنس خودش ولی خیانت کار بوده میگیرد و او را با شليک گلوله از پاي در مياورد.
ایشان آخرین ضربه را بسیار استادانه به کل زنان معترض می زند و سرزنش وار ادامه می دهد: ”بدتر دانستن ”خائن“ از ”دشمن“ بدلیل عدم اعتماد به نفس زنان و ارزشهای مردانه درونی شده در وجودمان و برگرفته از فرهنگ معیوب زنان است.“
گویا فرهنگ یک میراث جنسي و ژنتیکی است که زنان از بدو تولد با خود همراه دارند! این فرهنگ که از آن دم می زنید محصول قوانين جمهوري اسلامي و طبقه حاکمه در ايران است که اتفاقا توسط مرتجعين مجلس نشين از لاله افتخاری ها و جلودارزاده ها تا مطهری ها و کوچک زاده ها، حراست و پاسداري ميشود و هر بار با تصویب لوايح جديد ضد انساني عليه زنان به حجم اين قوانين افزوده ميشود.
ايشان با ابزار عتيقه فمينیسم اسلامی، با نقشه و فریبی ظاهرا جديد برای کشیدن زنان به پای صندوق های رأی تحت نام ”کمپین به سوی تغییر چهره مردانه مجلس“، دست به کار شده و سنگ زنان مجلسی را به سینه می زند. از نگاه ایشان همینکه تعداد بیشتری از نمایندگان مجلس جنسیت شان ”زن“ باشد و قدرت بیشتری بدست بگیرند کافیست تا حق زن بدست آيد و می فرمايد حتی اگر کاندیداهای ”برابری طلب“ (فمنیست های اسلامی) از سد شورای نگهبان رد نشوند، حداقل حضور پرشمارشان که نشانه خواسته عمومی زنان است، می‌تواند کاندیداهای زن ستیز را به چالش بکشد“.
در حاليکه مردم ايران سالهاست به حجاب نه گفته اند! به آپارتايد جنسي نه گفته اند! به تعدد زوجات و صيغه و کليت برداشت اسلامي از رابطه زن و مرد نه گفته اند! به دخالت اسلام در زندگي زنان و همه مردم ايران نه گفته اند، آنگاه ايستادن در قطب راست سياست، به هيچ عنوان نه لغزش است و نه از سر ندانم کاري! جنب و جوش فمينيستي، ”اصلاح طلبانه“، سازشکارانه، آغشته به مذهب، ناسيوناليسم و عمدتا جانبدار راه حلهايي که به يکي از جناحهاي نظام متصل است، اگر سر از مجلس اسلامي در نمي آورد، تعجب آور ميبود. خانم خراساني در صفحه شطرنج سياسي ايران، خواهان حفظ و تعديل وضع موجود در حق زنان است. بعد از سالها، معتقدند که هنوز ميشود به دولت و مجلس اين رژيم دل بست، نق زد و قوانين آن را اصلاح کرد، با نمايندگان مجلس که هر کدام داراي چند همسر هستند، پاي يک پلاتفرم راست و سازشکارانه عليه حقوق زنان رفت، و از حجاب اسلامي بعنوان فرهنگ ”زن ايراني“ دفاع کرد.
”کمپین به سوی تغییر چهره مردانه مجلس“ همانقدر ارتجاعي است که ”کمپین یک میلیون امضاء“ بود. کمپینی که به قوانین ضد انسانی قصاص اعتراضی نداشت بلکه دردش ”نابرابری دیه زن و مرد“ بود. کمپيني که دم از اسلام ناب محمدي، حقوق بشري و تلطيف شده ميزد. اينها جرياناتي هستند که ديه را از اسلام پذيرفته اند، منتهي نوع برابرش را ميخواهند! اينها جرياناتي هستند که حجاب را از آخوند پذيرفته اند، نوع اختياري و رنگ سفيدش را ميخواهند، تعدد زوجات کنترل شده با اجازه همسر اول مي خواهند. اما اکثريت زنان در ايران خيلي وقت است از اين جريانات ارتجاعي عبور کرده اند و مخالف سرسخت اين جريانات اند. قوانين اسلامي را نمي پذيرند، با دخالت مذهب در زندگي شان روزمره ميجنگند و رژيم را عقب زده اند. هراس جمهوري اسلامي از اين موج مساوات طلب و ضد مذهب بجاست. اين مملکت هيچ نوع مذهبي را ديگر تحمل نميکند و کساني که از اسلام در مقابل مردم با هر انگيزه و روشي دفاع ميکنند، مردم ايران را جري ميکنند! امروز هم نهایت خواست امثال خراساني ها تصویب قوانین شرعی و عرفی برابر است نه حتي همان قوانین نيمچه حقوق بشری. لیبرال های اسلامی که دغدغه شان حق زن و برابری نیست. بلکه کسب قدرت برای زنان طبقات خودي است که با آویزان شدن به رفسنجانی و دار و دسته اش و گاه رأی خریدن برای مجلس در صدد اند کمي فضا را براي رفت و آمد خود شل کنند.
اینها رگ حیات و مقام و منزلت و موقعیت و زندگی شان به ضديت با آزادي زن و استحکام نظام بسته است. اگر در جامعه ايران ذره اي آزادي وجود داشت و زنان آزادیخواه و سوسیالیست امکان حضور مي داشتند فمنیست اسلامی هايي چون خراساني بايد سوراخ موشي دست و پا ميکردند. بازار اينها به حاکميت جمهوري اسلامي زنده است. اینها برای پنهان کردن ماهیت سیاسی شان بر شکاف و تفرقه جنسی حساب باز کرده اند و از آن نان مي خورند. همانگونه که دولت و کارفرما عليه کارگر غير بومي دست به تبليغات ملي و نژادي مي زند.
چانه زنی و لابی گری نوشین خراسانی و امثال او، بر سر برابری و آزادی زن نیست. اینان با رژیم اسلامی و قوانين و فرهنگ ضد زن آن مشکلی ندارند، بلکه تنها بدنبال سهم خود در مجلس شورباي اسلامي هستند. مطالبه ايشان برابری در قدرت با جنس مردان است. اينها همان فمنیست های اسلامی هستند که آش نذری می دهند تا بلکه زنی از ديوار اجتهاد و منبر و مجلس زن ستیز اسلامي بالا رود. نوشین خراسانی بهتر از هرکسي میداند که در قوانين جمهوری اسلامی هرگز پاي هیچ زن برابری طلب و آزادیخواهی به مجلس باز نخواهد شد. چرا که اولین شرط قانون برابر، کوتاه کردن دست مذهب و خرافه و تبعیض از زندگی زنان است.
لطفاً دست از سر مسله زن بردارید. خیلی وقت است که این عرصه شما را به بیرون پرتاب کرده است. از ”کمپین یک میلیون امضا“، شما جبهه تان را مشخص کرده اید. شما هم نه خائن که در حاشيه همين خدمتگذاران هیئت حاکمه هستید، اما چادر اپوزیسیون به سر کرده اید. رفع تبعیض علیه زنان کار شما و دوستان تان در مجلس و دولت نیست. این امر جنبش کمونیستی است که به قدرت یک انقلاب کارگری، و با رجوع به این واقعیت که این فقط و فقط طبقه کارگر است که کمترین منفعتی در بقا و بازتولید شکاف جنسیتی در جامعه ندارد، و قادر است برای همیشه تبعیض علیه زن را برچیند و برای همیشه به قوانين مردسالاری و تبعیض بر مبنای جنسیت پایان دهد. بدست آوردن کوچکترين مطالبه ايي براي زنان در ايران نيز از مسير جنبش ما ميگذرد و نه از تونل زد و بند و مماشات با جمهوري اسلامي.

Friday, December 11, 2015

Laure CAILLE LAÏCITE ET DROITS DES FEMMES : REGARDS CROISES. LMS,/ Commission laïcité de la CLEF. Janvier 2014



Commission Laïcité Libres MarianneS

LMS

INTRODUCTION AU DEBAT

Laure Caille

Pourquoi ce thème ? Pourquoi les regards laïques et féministes devraient-ils être croisés ? Entre laïcité et doits des femmes, n’y a-t-il pas une redondance ? La laïcité n’est-elle pas le socle du Pacte républicain et l’égalité n’est elle pas indissociable de ce Pacte ?

Entre l’histoire de République et celle de la laïcité, la communauté de destin semble une évidence, depuis des origines ancrées dans le siècle et les valeurs des Lumières jusqu’aux étapes décisives de la loi de séparation de l’Eglise et de l’Etat et l’inscription explicite, dans la Constitution de 1946, du caractère indivisible et laïque de la République.

L’émancipation de la pensée par la raison, le refus des dogmes et le rejet de tout magister théocratique, qu’il soit moral ou, a fortiori, juridique, sont au coeur des cheminements républicains et, j’aime à le croire, les nôtres à nous toutes et tous aujourd’hui.

Philippe Foussier nous parlera de cet héritage et de sa pertinence renouvelée.

LIBERTE, EGALITE…….ET SORORITE ?

Dès lors, il devrait être logique de considérer que la cause des femmes avance du même pas que celle de l’idéal républicain. La déclaration des Droits de l’Homme et du Citoyen ne proclame –t-elle pas, que tous les êtres humains naissent libres et égaux en droit ? Comment la laïcité aurait- elle à connaître de la distinction des sexes ? Comment prétendre faire du peuple tout entier, la référence de la communauté politique, et affirmer la primauté de la Res Publica, la chose publique, et y introduire le bémol du genre ? (je devrais dire sexe puisqu’il paraît que le mot genre provoque des émeutes), mais parlons d’abord de grammaire

La laïcité, nom commun, féminin, est l’héritière du « Laos », et non son héritier et a, de très loin, précédé la circulaire de 1986 d’Yvette Roudy sur la féminisation des titres et métiers. Qui plus est, fait exceptionnel dans la grammaire, l’adjectif féminin « laïque » englobe aussi, le masculin puisque « laïc » ne devrait désigner en fait que celui qui n’est pas « clerc » alors que « laïque » désigne, sans distinction de genre, ce qui promeut, ce qui incarne, promeut ou met en oeuvrera laïcité.

Or, force est de constater qu’il n’existe pas une relation univoque entre la cause de la laïcité et celle des femmes. La laïcité garantit les conditions de l’égalité hommes femmes, non son effectivité. La relation entre femmes et laïcité est complexe, même dans un pays comme la France où cette question, est constitutive de notre culture républicaine, a fortiori dans d’autres pays, comme il sera évoqué par Martine Cerf et Michèle Vianes.

Laure CAILLE

LAÏCITE ET DROITS DES FEMMES : REGARDS CROISES.

LMS,/ Commission laïcité de la CLEF. Janvier 2014

UNE CITOYENNETE A GEOMETRIE VARIABLE

La Révolution française, proclame les Droits de l’Homme et du Citoyen et opère un renversement décisif en remettant en cause le monopole de l’Eglise catholique dans ces moments hautement symboliques de la vie que sont la naissance, le mariage et la mort, par l’instauration de l’Etat civil, du mariage civil, des obsèques civiles... Mais dans le même temps, elle exclut, de fait, les femmes de la citoyenneté politique pour une période qui sera, on le sait, particulièrement longue.

Bien que très souvent en première ligne, les femmes sont vite priées de retourner à leurs fourneaux et à leur invisibilité, quand elles ne sont pas livrées aux charrettes de la guillotine. C’est là un schéma tristement répétitif qui traversera les siècles.

Quant à l’exercice de la citoyenneté, c’est en vain qu’après la Révolution de 1848, des femmes, demandent le droit de vote, alors que le suffrage universel vient, en principe, d’être établi en France. C’est en vain que les militantes suffragistes redoublent d’efforts. L’un des arguments avancés par ceux qui étaient hostiles au vote féminin étant la crainte que, censément toutes confites en dévotions, les femmes favorisent le retour en force des cléricaux

C’est ainsi que les laïques furent les premiers à trouver tout naturel d’exclure leurs femmes de tout droit civique. Hubertine Auclert, figure pionnière, y voyait un prétexte masquant la volonté de conforter le monopole masculin sur la politique et la loi : « l’homme a fait ces lois et même à notre époque d’athéisme et de libre examen, il les conserve ……religieusement ». Après tout, soulignait-elle, si la question essentielle est celle de l’influence de la religion, pourquoi les hommes d’Eglise ont-ils le droit de vote ?

LAÏQUES… MAIS ABSENTES

On ne peut que constater le paradoxe entre, d’une part, les évidents bienfaits d’une organisation laïque de la société sur la situation des femmes et leur discrétion sur la scène des débats qui ont présidé à son instauration comme, je crois, Françoise Thiriot, nous le montrera. Lorsqu’on évoque les grands combats laïques, ce sont des figures exclusivement masculines qui viennent à l’esprit. On aurait tort d’y voir, une preuve de la désaffection des femmes par rapport un débat qui les concernait très directement mais plutôt l’une des conséquences du procès en illégitimité qui leur était fait et de leur éviction de la chose publique.

Pour être un laïque convaincu, on n’en est pas pour autant, ipso facto, un militant de la cause des femmes. je ne résiste pas au dé-plaisir de citer Pierre Joseph Proudhon, l’un des premiers à pourtant à revendiquer la liberté de n’avoir « Ni dieu, ni maître »

De la justice dans la Révolution et dans l’Eglise, 1858 :

« En elle-même, la femme n’a pas de raison d’être ; c’est un instrument de reproduction qu’il a plu à la nature de choisir de préférence à tout autre moyen.

(…) La femme n’en reste pas moins inférieure à l’homme, une sorte de moyen terme entre lui et le reste du règne animal.

(….)La différence des sexes élève entre eux de même nature que celle que la différence des races met entre les animaux. Aussi, bien loin d’applaudir à ce qu’on appelle aujourd’hui l’émancipation de la femme, inclinerais-je bien plutôt, s’il fallait en venir à cette extrémité, à mettre la femme en réclusion."

Laure CAILLE

LAÏCITE ET DROITS DES FEMMES : REGARDS CROISES.

LMS,/ Commission laïcité de la CLEF. Janvier 2014

Les réflexes du dominant peuvent avoir la vie dure. Croire que ce qui est bon pour les hommes (avec le grand H de l’espèce tout entière, ajoutent généralement les hommes avec un petit h) le sera inéluctablement pour les femmes, ne résiste pas à l’examen.

En retour, que la sécularisation des sociétés soit une condition impérieuse de l’évolution positive de la situation, faite aux femmes ne fut pas d’emblée une évidence pour toutes les féministes et nécessita un temps de maturation.

Mais c’est à un étrange retour des choses que l’on assiste aujourd’hui et je laisserai le soin à nos amies Chahla Chafiq et Soad Baba Aïssa de nous dire leur sentiment sur ce féminisme confessionnel relativiste et et différentialiste que nous voyons fleurir aujourd’hui, avec la bénédiction aveugle ou complice, sincère ou intéressée de politiques et militant-e-s divers.

Nous évoquerons aussi L’EDUCATION DES FILLES, depuis toujours, un enjeu décisif.

« Si c’était la coutume d’envoyer les petites filles à l’école et de leur enseigner méthodiquement les sciences comme on le fait pour les garçons, elles comprendraient les difficultés d tous les arts et de routes les sciences aussi bien qu’eux », disait déjà, en 1405 Christine de Pisan, dans son livre visionnaire La Cité des dames

C’est aussi Condorcet et les salonnières qui militent pour faire accéder les femmes, « aux lumières de la connaissance et de la raison »

Au 19ème siècle, avant que la loi de 1901 leur offre un nouvel espace d’engagement associatif, les femmes, exclues du forum, vont particulièrement s’impliquer dans les « niches » militantes que l’on voulait bien leur laisser, surtout celle aussi essentielle que l’éducation. On retrouve des femmes liées au courant Saint-simonien, s’engageant pour cette cause. Elles sont présentes dans les cercles républicains très actifs à la fin des années 1860, bien décidées à « sortir les filles des genoux de l’Eglise ». Françoise Thiriot vous parlera de ces mères fondatrices de l’école laïque

Il faut souligner combien cet enjeu de l’éducation publique pour les filles, où se joue la résistance à l’oppression et leur émancipation, est toujours d’une brulante actualité. Que l’on pense à l’Afghanistan de talibans, et au combat de Malala Youzafzai au Pakistan

ETAT LAÏQUE ET REFLEXES CONSERVATEURS

Malgré son exemplarité indéniable en matière de laïcité institutionnelle, la société française a continué à avoir un rapport ambigu avec un ordre moral aux relents clairement religieux. Les exemples ne manquent pas, qui témoignent de ces pesanteurs dès lors que les femmes sont en cause: La loi sur le divorce de 1884 est l’exemple d’une loi qui s’affranchissait clairement de la tutelle religieuse sur le plan juridique et moral. Or, elle souleva l’opposition virulente de beaucoup d’hommes politiques, pour qui cette loi remettait en cause le « caractère indissoluble du mariage » et représentait « la porte ouverte à l’immoralité ». Cela vous rappelle certains slogans récents ? A moi aussi.

Mêmes hystéries d’hémicycle, lors de l’aventure du Planning Familial et de la contraception. Qu’il ait fallu attendre jusqu’en 1974 les décrets d’application de la loi votée en 1967 en dit long sur la hâte qu’avait la représentation parlementaire de permettre aux femmes la maîtrise de leur fécondité !

Laure CAILLE

LAÏCITE ET DROITS DES FEMMES : REGARDS CROISES.

LMS,/ Commission laïcité de la CLEF. Janvier 2014

Quant à la loi sur l’interruption volontaire de grossesse, on se souvient du climat haineux et des injures que dut subir Simone Weil. Là encore, on put mesurer la force des conservatismes au fait que la loi de 1975 dut être votée seulement pour une période de 5 ans et qu’elle ne devint définitive qu’en 1979.

Qui eût pu croire que le gouvernement espagnol oserait remettre en cause, contre l’avis de l’immense majorité de sa population, le droit des femmes à une maternité choisie ? Et que dire des commandos intégristes de LAISSEZ LES VIVRE, et de CIVITAS qui, loin d’avoir baissé la garde, continuent à bafouer tout à la fois les droits des femmes, les lois de la République et l’ordre public.

PERSPECTIVES

Pour contrastées que soient parfois les avancées respectives de la cause laïque et de celle des femmes et pour insuffisantes qu’elles puissent nous sembler, nous ne devons jamais perdre de vue l’essentiel : en créant les conditions du respect de la liberté des autres, la laïcité est le meilleur garant de sa propre liberté. Là où le communautarisme ne crée qu’une identité de la ségrégation et du rejet, l’idéal laïque, se propose de construire une identité de rassemblement. Sans laïcité, pas de liberté de conscience et soumission obligée à un référent hétéronome et coercitif ; pas de possibilité de s’émanciper du déterminisme du clan, du groupe, pour qui la coutume et la loi divine doivent s’imposer.

Ceci est particulièrement vrai quant il s’agit de la défense des droits des femmes, de leur intégrité physique et morale, de l'affirmation de leur dignité. La libération des femmes passe obligatoirement par la récusation des diktats religieux et des justifications pseudo théologiques d’un ordre systématiquement patriarcal

Nous croyions certains acquis définitifs et nous avons manqué de vigilance. ailleurs et à nos portes mêmes. Les régressions alarmantes auxquelles nous assistons, partout dans le monde et jusque dans les pays les plus avancés nous en font mesurer la fragilité. Je laisse le soin à Martine Cerf et Michèle Vianes d’en énumérer les exemples et de partager avec nous leur expertise en la matière

La litanie quotidienne des attaques, de moins en moins voilées –si l’on ose dire- contre les femmes, la remise en cause des valeurs universalistes, doivent nous interdire la résignation

En ces temps incertains où tout semble parfois chavirer, alors que certains aiment à affirmer que la laïcité serait une curiosité françaises, strictement inexportable, nous nous devons d’écouter ceux –et surtout celles qui paient le plus lourd tribut à nos tergiversations et abandons face à la montée des obscurantismes.

Permettez-moi, avant de passer la parole à nos intervenant-e-s de citer Taslima Nasreen.

« L'exil ressemble pour moi à une sorte d'arrêt de bus où j'attends qui me ramènera chez moi. Et cela fait plus de dix ans que cela dure; Car je ne me sens chez moi dans aucun pays, un sentiment quelque peu écrasant.A moins de considérer comme mon seul foyer l'attachement que me montrent tant de femmes dans le monde. L'affection que je reçois des rationalistes, des libres-penseurs, des humanistes et des défenseurs de la laïcité est, en fait, la seule vraie patrie qui me reste. »

Voila qui doit nous donner beaucoup d’espoirs et beaucoup de responsabilités.

Monday, November 02, 2015

ژاندارک خیابان مشتاق

آن روز ما هم در خیابان بودیم  تا امروز

ژاندارک خیابان مشتاق

Thursday, October 22, 2015

چادری شدن هزاران دختر دبستانی در ۱۰ سال گذشته

۱۹ مهر ۱۳۹۴ جوانان
عدالت برای ایران: عدالت برای ایران در گزارش تحلیلی که به کمیته حقوق کودک سازمان ملل ارسال کرده است، ضمن ذکر موارد یادشده، خواهان «لغو کلیه قوانین و مقررات تحمیل کننده حجاب اجباری بر زنان و دختران» و «پایان دادن به لزوم رعایت حجاب به عنوان پیش شرط استفاده از حق آموزش و پرورش و مشارکت کامل در فعالیت های فرهنگی، هنری، تفریحی و اوقات فراغت» شده است.
هزاران دختر دبستانی در ده سال گذشته به دلیل “طرح ملی حجاب مدارس” چادری شده اند. براساس آمارهای مرکز تحقیقات و طرح‌های کاربردی حجاب (ریحانه النبی)، نزدیک به ۱۸ هزار دختربچه بین ۷ تا ۱۲ سال در سال تحصیلی گذشته از سوی طلبه‌های مستقر در مدارس ابتدایی دخترانه هفت استان ایران تحت آموزش و تشویق برای پوشیدن چادر قرار گرفته‌اند. همین موسسه اعلام می کند که فقط در سال ۱۳۹۰، هزار و ۴۴۰ نفر در شهر تهرانو ۶۸۲۶ هزار و ۸۲۶ نفر در شهرهای مشهد، ارومیه، اصفهان، شیراز، کاشان، ساری و شهرری تحت آموزش‌های طلبه‌های زن، چادری شده‌اند. در این طرح که از سوی وزارت آموزش و پرورش حمایت می‌شود، دختران دبستانی تحت آموزش‌های خاص قرار می‌گیرند و در صورت چادری شدن، جوایز متعددی دریافت می‌کنند و از امتیازهایی مثل بلیت مجانی برای مراکز فرهنگی و ورزشی و همینطور، شرکت در برنامه‌های کودک تلویزیون برخوردار می‌شوند. این طرح قرار است به تدریج در تمامی مدارس کشور اجرا شود.
عدالت برای ایران، به مناسبت ۱۹ مهر، روز جهانی دختربچه ها، ضمن انتشار این آمار، نگرانی خود را از نقض حقوق کودکان دختر در ایران به دلیل اجبار به رعایت حجاب اسلامی ابراز می دارد. اینفوگرافیک “مدرسه، با مانتو و مقنعه”، که به همین مناسبت منتشر شده، واقعیات و آمارهای مربوط به حجاب دختربچه‌ها را به طور خلاصه نشان می‌دهد. ‌
عدالت برای ایران پیش از این در یک گزارش تحلیلی، آمارهای یادشده را به علاوه سایر موارد نقض حقوق دختربچه‌ها به دلیل حجاب اجباری به کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد تسلیم کرده بود. این کمیته قرار است در بهمن ماه امسال به وضعیت حقوق کودکان در جمهوری اسلامی ایران رسیدگی کند.
رعایت نکردن قوانین حجاب در ایران مجازات حبس و جریمه نقدی در پی دارد و از آنجا که سن مسئولیت کیفری برای دختران ۹ سال است، ‌دختربچه‌هایی که حجاب را رعایت نکنند از سن ۹ سالگی مجرم به حساب آمده و می‌توانند مورد مجازات قرار بگیرند.
آماردقیق بازداشت یا توبیخ دختران زیر ۱۸ سال به دلیل رعایت نکردن حجاب هیچ‌گاه به صورت رسمی اعلام نشده اما اظهارات مقامات رسمی انتظامی برخورد با کودکانی که حجاب کامل اسلامی ندارند را تایید می‌کند. به عنوان نمونه سرهنگ رضا حسینی، فرمانده گرمسار اعلام کرده که ۸۲ درصد زنانی که در طول شش ماه نخست سال ۱۳۸۶ به اتهام «بدحجابی» بازداشت شده‌اند، بین ۱۶ تا ۲۶ سال داشته‌اند؛ همچنین به گفته علیرضا افشار،معاون اجتماعی وزیر کشور ۶۷ درصد بازداشت شدگان به دلیل عدم تطبیق با قوانین حجاب طی دو ماه اردیبهشت و خرداد در سال ۱۳۸۹ بین ۱۶ تا ۲۰ سال داشته‌اند. در گزارشی که سال ۱۳۸۹ از سوی نیروی انتظامی ایران منتشر شد نیز آمده است که هشت دهم درصد زنان بازداشت شده به اتهام «بدحجابی» کمتر از ۱۵سال و ۴۶ درصد آنها نیز بین ۱۶ تا ۲۰ سال داشته‌اند.
دخترانی که برای نقض قوانین حجاب به طور موقت دستگیر شده اند، در کنار مجرمان با اتهام جرائم مواد مخدر و دیگر اشکال جرائم نگه داری می شوند، و مورد برخوردهای توهین آمیز در هنگام بازداشت قرارمی گیرند. بازداشت و بدرفتاری دختران زیر ۱۸ سال به دلیل رعایت نکردن حجاب کامل اسلامی ناقض مواد ۱ و ۳۷ کنوانسیون حقوق کودک است و آنها را مشمول آیین دادرسی مشابه بزرگسالان قرار می دهند.
با وجود اینکه بر اساس قوانین اسلامی دختران پس از ۹ سالگی ملزم به رعایت حجاب اسلامی هستند٬ مقررات آموزش و پرورش دختران را از ۷ سالگی مجبور به رعایت حجاب می‌کند و بیش از شش میلیون دختر دانش آموز زیر ۱۸ ساله که براساس مقررات بین‌المللی کودک محسوب می‌شوند، موظف به پوشیدن مقنعه و مانتو و شلوار هستند.
علاوه بر این رعایت نکردن حجاب کامل اسلامی می‌تواند تبعاتی همچون توبیخ مدیران و معلمان مدارس، هشدار و یا کم کردن نمره انضباط و محرومیت از برخی تشویق‌ها و مزایا را در پی داشته باشد. گزارش های رسیده به عدالت برای ایران نشان می دهد که برخی دانشآموزانی که از مقررات حجاب در مدارس سرپیچی کرده‌اند،‌ مورد توهین و آزار قرار گرفته و حتی موقتا از مدرسه اخراج شده‌اند.
قوانین حجاب جمهوری اسلامی به طور مستقیم بر حقوق دختران برای آموزش و پرورش، اوقات فراغت، ورزش و فعالیت های فرهنگی تاثیر می گذارد و داشتن حجاب پیش شرط استفاده از حقوق اولیه خود در مدرسه و دیگر فضاهای آموزشی است.
عدالت برای ایران در گزارش تحلیلی که به کمیته حقوق کودک سازمان ملل ارسال کرده است، ضمن ذکر موارد یادشده، خواهان «لغو کلیه قوانین و مقررات تحمیل کننده حجاب اجباری بر زنان و دختران» و «پایان دادن به لزوم رعایت حجاب به عنوان پیش شرط استفاده از حق آموزش و پرورش و مشارکت کامل در فعالیت های فرهنگی، هنری، تفریحی و اوقات فراغت» شده است.
عدالت برای ایران همچنین با اشاره به آزار و اذیت دختران زیر ۱۸ سال از سوی پلیس و نیروهای بسیج از سازمان ملل خواسته است که ایران را ملزم به «پایان دادن به آزار و اذیت، سوء‌استفاده و بازداشت دختر بچه‌ها به خاطر عدم رعایت حجاب اجباری»٬ «ضمانت این که کودکان در معرض شکنجه و بدرفتاری های دیگر به دلیل نداشتن حجاب یا پوشیدن لباس های نامناسب (بد حجابی) قرار نمی‌گیرند و «شناسایی، محاکمه و مجازات تمام عوامل دولتی و غیردولتی که کودکان را به دلیل لباس و حجاب شان موردآزار و اذیت و بدرفتاری قرار می دهند» کند.

E-mail Le porc, les femmes et le philosophe

Publication: Mis à jour: 
Imprimer
Le philosophe Pierre Manent propose, dans son récent ouvrage Situation de la France , un compromis avec les Musulmans, seule manière, selon lui, de créer avec eux « une amitié civique » et de leur donner au sein de la nation française la place qu'ils méritent sans les obliger à abandonner leur être musulman, à la fois de religion, de culture et surtout de mœurs.

Qui dit compromis dit ce qui est négociable et ce qui ne l'est pas. L'une des propositions de Manent est que la République "cède sur les mœurs", qui comprennent par exemple le porc à la cantine et la place des femmes. Sous cet angle, deux interdictions doivent être clairement énoncées: celle de la polygamie et celle du voile intégral. "Pour le reste, les relations entre les sexes sont d'un sujet d'une telle complexité et délicatesse, nous explique ce philosophe, qu'il est sans doute déraisonnable de damner une civilisation sur cette question."

On appréciera la mise à peu près sur le même plan de la question du porc dans les menus scolaires et celle des femmes, dont la "complexité" n'est soulignée que pour mieux la minorer puisque que ce n'est pas cette aune-là qu'on peut juger une civilisation.
Deuxième remarque: est ici reprise la sempiternelle réduction de la question des femmes à un enjeu de mœurs dont la fonction première est de priver l'égalité entre les femmes et les hommes, la liberté des femmes et plus largement leur émancipation, de leur caractère politique, c'est-à-dire un enjeu qui ne concerne pas que les femmes mais qui a à voir avec l'organisation de la cité, avec la démocratie et avec la République.
Plus grave encore, une telle proposition signe l'abandon des femmes musulmanes qui, ici ou ailleurs, hier et aujourd'hui, se battent -quelquefois au prix de leur vie- contre leur assujettissement et pour leur libération. Une libération que bien des femmes ont dû conquérir dans l'Occident chrétien, au fil des siècles, contre leur culture, contre les mœurs en vigueur, et contre la religion dominante. De surcroît, en faisant des Musulmans de France une communauté homogène que nulle différence et nul désir de changement ne traverserait "quant aux mœurs", il légitime le discours qui ne voit dans l'émancipation des femmes qu'une forme de néocolonialisme et d'occidentalisme, et donc pour celles qui s'en réclament, une trahison de leur communauté.
Le philosophe chrétien et conservateur qu'est Pierre Manent devrait prendre sa carte au Parti des Indigènes de la République, à moins qu'il ne préfère ouvrir un séminaire d'études postcoloniales!

Friday, August 21, 2015

Femmes.Iran

Un coup d'œil par Jamileh Nedai.   le 08032013
la  petit clin d'œil au 2eme partie de  Livre Révolte des Femmes iranienne .Mars 1979
Nostalgie de pouvoir, les grandes mensonges et l'abandonne de Mouvement des femmes.
Impérialisme  comme l'objet d'oppression des Femmes.
sans émancipation de pouvoirs exploiteur colonialistes, les femmes n'émacieront pas.  
En lisant ce livre , le dernier 300 pages, mes commentaires sera mes expériences et mes rencontres personnel avec les Evénements de mois de Mars   1979. jusqu'a mois de juin 1980.
les femmes comme moi , il y avait des milliers dans le mouvement. Mais dans ce livre reste malheureusement quelques-unes.
Bizarrement, nous les individus no organisé , ( avec nos différences  d'analyse et regard) nous parlions de l'émancipation, l'indépendance, et la liberté des  femmes .
Mais les autres femmes qui étaient organisé dans les parti politique ( qui sois gauche ou droite ou centriste) parlaient de l'Organisation et  pas   d'autres chose.
A mon avis ce discoure fait toujours de dégât jusqu'a aujourd'hui. "Si tu ne dépend pas  a une tribu , tu n'existe pas. "
plupart des partis gauche et droite Iranien n'ayant  été compte de Mouvement des femmes . les faits de ce livre nous montrent
par exemple  page 406
L’attention que portaient les trotskiste sur les luttes des femmes se basait principalement sur cet argument qu’ils les considéraient en tant qu’ «alliés » du prolétariat dans la lutte contre le capitalisme. Leur but consistait à obtenir l’hégémonie sur "le mouvement des Femmes " et en couper la mainmise des tendances réformistes.
Comment ? Par le déplacement de stratégie de la révolution.
 – une tendance des trotskistes - "le parti des travailleurs révolutionnaires"  est arrivé  à la conclusion qu’il faut remplacer "la lutte contre le capitalisme et l’instauration du socialisme"
 par "la lutte contre l’impérialisme"
 Ainsi, la lutte pour la liberté et les luttes pour la démocratie et pour l’élimination des oppressions comme l’oppression de genres (sexuelles), oppression des minorités nationales et l’oppression religieuse , oppression de liberté d'expression , et les autres demandes démocratiques été repoussé à plus tard.
Etant donné que « la lutte anti-impérialiste » est léguée à Khomeiny qui est un arriéré, mais (anti-impérialiste) donc, il faut le soutenir.
Les conséquences catastrophiques ont commencé et les femmes se sont retrouvées seules !
 Le journal « Karegar » " Ouvrier" dans son numéro daté du 24 Tir 1359. 15 juillet 1981, écrit :
"Au séminaire du Centre Towhid (l’unicité)""assemblé islamic" Homa Razavi a insisté "l’obtention des droits des femmes comme ceux des autres couches opprimées, est uniquement lié au progrès et la victoire de la lutte anti-impérialiste." Pour cela, le besoin d’une direction anti-impérialiste dans le mouvement des femmes, capable de s’engager dans l’action de plus en plus de sœurs combatives et musulmanes,(islamique), est nécessaire. Et il faut les organisé  par des voies appropriées!
Nous avons besoin d’un plus grand regroupement des femmes travailleuses et actives, pour faire avancer la lutte contre l’impérialisme , et il faut attirer et faire adhérer de plus en plus les « sœurs musulmanes et combatives » à la lutte anti-impérialiste sous la direction de Khomeiny.
L’unique réponse a la demande  de peuple musulman est Un Gouvernement de majorité et le gouvernement des conseils des ouvriers et paysans.
Petit à petit, la question de l'Egalité sont éliminées de discours de  gouvernement et les médiats de pouvoir et les médias indépendants.   !
Le Mouvement des Femmes Iraniennes Comprend l’organisation indépendante des femmes est une nécessité. Et commence  l’isolement absout des femmes.
Et par le discours dominant tout les association et unions des femmes disparaissent. comme tout les demandes qu'on considère  démocratiques.
par exemple Page 512
En 1961 (1340) Mehranguiz Manoutchehrian, une femmes Juriste et député fonde  "l’union des femmes juristes"
Objectif et statuts de cette association:
- Egalité des droits de la femme et de l’homme ,en droits civiques, droits sociaux et droits politiques.
- La création des relations internationales pour des études juridiques sur la base d’une meilleur compréhension des droits  des enfants et une meilleur adaptation des lois sur la base et les fondements de la déclaration mondiale des doits de l’homme.
comme
- la loi de défense de la famille ( code de la famille)
 – le droit de divorce
- droit de garde des enfants ... et ETC
Tout disparaît , la constitution islamique instaure la lois de Charriât comme la lois de la lapidation des femmes en cas d'adulaire, et la Loi de représailles, canonique  .(Loi de vengeances)





Tuesday, August 04, 2015

Friday, July 24, 2015

La honte

Christine Delphy, la supercherie

eGZjcWl0MTI=_o_linvit-prsente-christine-delphyChristine Delphy, sociologue française, a fait paraître dans The Guardian, le 20 juillet dernier un article intitulé : « French Feminists are failing Muslim women by supporting racist French Laws ».

Utiliser un support anglophone pour balancer sur le mouvement féministe français n’est vraiment pas fair-play ! La thèse développée par Mme Delphy, en France, nous la connaissons bien, elle peut se résumer en une phrase : le féminisme français au prétexte d’être universel et laïc, stigmatiserait les femmes musulmanes pourtant contraintes de se voiler afin de résister à un état français islamophobe.
Aussi, selon elle, le féminisme français devrait-il s’adapter aux spécificités culturelles et religieuses musulmanes pour échapper à l’accusation d’islamophobie.
Allons bon, ceci signifie-t-il que l’interdit de la contraception et de l’avortement, la virginité, le mariage religieux, la mise sous tutelle, le camouflage des corps impurs, la polygamie, le mariage précoce, le mariage forcé, la répudiation, l’excision, les crimes d’honneur, l’interdiction de l’homosexualité, et j’en passe, toutes ces charmantes coutumes culturelles et /ou religieuses, genrées et misogynes, devraient être évaluées, considérées et tolérées par le féminisme français ?
Non, ne dramatisons pas, les traditions culturelles, chrétiennes, bouddhistes, hindouistes, judaïques, etc., ne sont pas concernées, il faut trier et seules les traditions culturelles islamiques sont à considérer.
Pourquoi ? Parce que les seuls opprimé-e-s en France sont de culture / religion islamique et seules les femmes de ce groupe sont assignées au respect des règles culturelles et religieuses de leur identité de naissance.

Pourquoi faire de telles concessions au culturel alors que selon moi, le féminisme consiste notamment à abolir toute discrimination et toute violence envers les femmes, revendiquer dans tous les domaines, l’égalité femmes-hommes, et promouvoir un modèle de société sans rapport de domination misogyne ?
Otez-moi d’un doute, dans les années 70’s, de quoi donc se libéraient Mme Delphy et avec elle, tout le MLF si ce n’est justement de notre culture patriarcale ? Que criait-on dans les manifestations à l’époque ? Libération des femmes de toutes les traditions, coutumes et habitudes qui nous enfermaient dans les contraintes et violences de la domination masculine judéo-chrétienne !
Ainsi, Mme Delphy qui parle au nom d’une communauté à laquelle elle n’appartient pas, décide-t-elle que ce qui fut vital pour elle, pour nous, serait mauvais pour les femmes musulmanes qui elles, auraient besoin pour s’émanciper de leurs bonnes vieilles spécificités culturelles et religieuses.
C’est confortable remarquez, elle peut continuer d’être libre tout en contribuant à renforcer la domination masculine sur d’autres femmes ! A peine condescendant !

Le système patriarcal en rêvait, Mme Delphy le lui offre ! Mme Delphy et ses ami-e-s du PIR (Parti des Indigènes de la République), des Indivisibles, Tariq Ramadan et les autres (d’une certaine gauche radicale, etc.), demandent aux femmes de rester à la place qui leur est assignée par leur culture d’origine.
Le relativisme culturel permet de justifier l’oppression des femmes au nom de la culture, alors si en plus, c’est celle de l’opprimé-e-, il n’y a plus rien à dire car contester les discriminations et violences misogynes d’une culture, religion, c’est risquer d’être accusé-e de racisme. Ça fait peur, très peur, ça calme.
Le féminisme universaliste à l’inverse, représente un terrible danger pour le système patriarcal à l’œuvre dans toutes les cultures. Vous imaginez la moitié de l’humanité consciente de la domination masculine universelle, toutes solidaires dans nos luttes, rejetant les discriminations et violences de genre et valorisant d’autres rapports sociaux et politiques, et dans tous les domaines ?
Bien trop risqué ! Il faut à tout prix nous diviser et récupérer nos luttes et nos énergies. Le pire, c’est que ça fonctionne, alors qu’il ne viendrait à aucun autre mouvement social l’idée de défendre des théories qui pour finir, se retourneraient contre ses membres ! Il ne faut pas se demander pourquoi l’oppression des femmes n’en finit pas !
C’est indéniable, Mme Delphy fut jadis féministe, mais dans un contexte mondialisé de retour en force des religions, elle a fait le choix du relativisme culturel, allant jusqu’à s’allier aux groupes de pression pro-islamistes en France.
Pourtant c’était simple de travailler sur les discriminations racistes subies par les femmes au nom des systèmes de domination, en plus des discriminations de sexe et de classe.
Bon, il faut bien le dire, le mouvement des femmes, qui sait que le féminisme est antinomique avec toute forme de domination de sexe, classe et « race », n’a jamais attendu une intellectuelle égarée, pour s’intéresser à la question, nouer des liens de solidarité avec les femmes du monde entier qui elles, s’organisent pour résister au machisme (La Marche mondiale des Femmes, par exemple).
C’est une chose de reconnaître qu’il peut y avoir des femmes racistes, ne serait-ce que par ignorance ; qu’il n’y a pas suffisamment de femmes « racisées » dans le mouvement des femmes, c’est tout autre chose de prétendre le mouvement féministe, raciste !
Le plus grave dans tout ceci, c’est le mépris affiché par Mme Delphy et les relativistes envers les femmes en lutte pour leurs droits et libertés, et souvent au péril de leur vie, dans les pays de culture musulmane, (en particulier).
Au départ des intégristes islamistes, elles se libèrent de leur voile comme d’une sortie de prison, voile stigmate sexiste d’impureté et de tentation, mais chez nous, Mme Delphy les trahit au nom d’accommodements culturels !
Toutes ces femmes de culture musulmane qui refusent les diktats culturels et religieux sexistes, ici comme « Les femmes sans voile d’Aubervilliers » et là-bas, les féministes françaises en sont solidaires, Mme Delphy les livrent.« Celles qui portent un voile en vivant dans le monde occidental contribuent à asservir les femmes pour lesquelles le voile est une contrainte ailleurs dans le monde. » Mona Eltahawy

En France, il semble désormais que la défense des privilèges sexistes de la religion musulmane, masquée sous une prétendue lutte contre l’islamophobie, s’est substituée à la lutte contre le racisme, contre toutes les formes de racisme.
Si critiquer une religion au même titre que toutes les autres, et combattre les contraintes et violences genrées imposée aux femmes, c’est être islamophobe, ce mot devrait être banni du vocabulaire de tout militant-e progressiste, d’autant plus qu’il compromet toute lutte crédible contre le racisme.
Quand une féministe joue à ce petit jeu de condamner les femmes d’un groupe, à toutes endosser la même identité communautaire, non seulement elle tourne irrémédiablement le dos au mouvement de libération des femmes, mais elle le trahit.
Car c’est très bien vu de la part des islamistes de prétendre le féminisme occidental raciste, ils gagnent du temps en nous séparant de « leurs » femmes, en revanche, les femmes qui s’en font les complices perdent toute légitimité à s’exprimer au nom du mouvement de libération des femmes.

Le féminisme est universel car l’oppression des femmes et notre solidarité, n’ont pas de frontières ; le reste n’est qu’imposture.

Christine Le Doaré



Sunday, June 07, 2015

سهیلا بسکی درگذشت . برای ثبت در تاریخ


  سهیلا بسکی درگذشت 


خبر دردناک بود و کوتاه. ما که گواه سخت کوشی، پشتکار و نظم پرتوانش بودیم، نیک می دانیم که جنبش زنان ایران، نمونه گرانقدری از پیکار برای حق طلبی و برابری خواهی را از دست داده است. 
سهیلا اندکی پس ازتأسیس اتحاد ملی زنان به حلقه اعضای این بزرگ ترین سازمان زنان در ایران پس از انقلاب پیوست. اتحاد ملی زنان تشکلی بود که بر بستر خواست های مبارزاتی توده عظیم زنان مبارزی در تاریخ ٨ فروردین سال۱٣۵٨ شکل گرفت که نخستین طعم مقاومت و مبارزه را به رژیم اسلامی چشاندند. 
دیری نپائید که توانائی های بارز سهیلا او را در موقعیت عضویت درشورای عالی و هئیت اجرائی اتحاد قرار داد. 
ما همرزمان سهیلا، علیرغم اختلافات نظری و سیاسی در آن دوره، از همراهی و مشارکت او در امر مهم سازماندهی ترقی خواهانه جنبش زنان ایران به خود می بالیم. 
دریغا که این فصل مهم زندگی سهیلا که تلاش برای هموارکردن راه برای آیندگان و برای نسل جوان بود در زندگی نامه کوتاهی که منتشر گردیده، به عمد یا به سهو حذف شده است. 
باشد که عزم جزم و آثارش هدیه ای به بازماندگان و نسل های آینده تلقی گردد. 
ما در ماتم نبود سهیلا شریک بوده وخود را در اندوه بازماندگان سهیم می دانیم. 
یادش گرامی 

جمیله ندایی، زهره خیام، شهین نوائی، فریده دیزجی، مینو جلالی، نسرین بصیری، نوشین فرهید.
امضای بسیاری دیگر درین متن نیست
در مراسم پاریس فیلمی نشان داده شد و این قسمت حذف شده بود

Monday, June 01, 2015

Femmes sans voile

Femmes sans voile
femmesansvoile@gmail.com Le Collectif "Femmes sans voile d’Aubervilliers"
Aux néo-communautaristes
Marre de votre indifférence, de votre connivence, de votre condescendance !!!
Nous, Françaises de culture musulmane, féministes, sommes contre tous les fanatismes religieux, contre toute forme de discriminations racistes et sexistes. Nous refusons de disparaître sous le voile, ce symbole patriarcal de siècles révolus, devenu le porte-drapeau de l’islamisme radical.
Pour toutes les femmes, nous revendiquons les mêmes droits à l’égalité qui nous libèrent de l’archaïsme religieux et des coutumes contraignantes.
Nous sommes solidaires de nos soeurs en Terres d'Islam qui, elles, n'ont d'autre choix que de s'affubler de burqa ou de niqab... et nous gardons douloureusement en mémoire les jeunes filles, qui par leur refus de se voiler, l’ont parfois payé de leur vie.
Marre de votre indifférence !
Au nom de la liberté, vous nous livrez au patriarcat le plus implacable de notre temps. Vous faites abstraction de la dangerosité de l’islam radical et refusez de voir la réalité économique et sociale de leur propagande. Vous refusez d’entendre leurs objectifs proclamés pourtant haut et fort.
Votre vision complice favorise le prosélytisme de l’idéologie des extrémistes religieux que nous et nos enfants endurons quotidiennement dans nos quartiers.
Au nom de la tolérance, vous nous condamnez à être des citoyennes de seconde zone, alors que nous sommes en droit d’être égales dans une France dont les valeurs universelles -faut-il le rappeler ?- sont combattues par les islamistes.
Vous nous confinez dans un communautarisme réducteur qui a été importé et dans lequel nous ne nous reconnaissons pas. Nous le vivons comme une forme de racisme.
Marre de votre connivence !
Vous définissez notre identité dans son aspect le plus rétrograde et niez sciemment les acquis de nos luttes qui font partie de notre Histoire.
Vous assimilez à une minorité islamiste l’ensemble des musulmans qui pratiquent paisiblement leur religion. Par cet amalgame, vous instrumentalisez cette majorité pour accréditer le fanatisme.
Vous offrez complaisamment vos médias aux femmes voilées qui proclament leur "choix". Vous négligez l’embrigadement dont une majorité est victime, comme vous refusez de voir la complicité active d’une minorité d’entre elles. Pourtant, vous n’ignorez pas que la première action des "djihadistes" qui s’emparent d’un village de par le monde est de voiler les femmes, quelles que soient leurs croyances.
Marre de votre condescendance !
Vous méprisez le combat des femmes de culture musulmane de nombreux pays qui se sont affranchies du voile au nom de la liberté, de l’égalité et de la dignité et par la même celui des Françaises d’origine maghrébine qui, pour vous, ne peuvent accéder aux mêmes droits que les autres citoyennes. D’ailleurs vous les appelez les « occidentalisées » pour mieux les marginaliser et disqualifier leur combat.
Vous détournez l’Histoire pour cautionner le voile qui n’est réapparu en nombre croissant qu’avec l’islamisme politique.
Vous négligez les analyses des intellectuels de culture arabo-musulmane qui condamnent la vision dévoyée de l’Islam et "agissent pour créer un esprit incitant à la défense élémentaire des droits humains" (Abdelwahab Meddeb). Qui tire profit du retour en force du voile ?

Tuesday, May 12, 2015

Annie Sougier

Bonjour:
 
Je vous invite à prendre connaissance de la revue de presse ci-jointe signée Brigitte Bourguignon.
J’attire votre attention sur les infos suivantes:
 
A propos des Jeux paralympiques: déclaration secrétaire d’Etat aux Sports Thierry Braillard” le comité paralympique n’est pas reconnu dans le code du Sport.La proposition de loi, qui est déposée et va être discutée en juin, issue d’un travail en commun entre des parlementaires et moi-même, a fait que dans l’article 14, il y a la reconnaissance du comité paralympique dans le code du Sport. C’est quelque chose d’important. Ce sont des symboles, mais c’est souvent dans les symboles que se forgent les constructions. Et d’ailleurs, quand on parle de la candidature pour 2024,c’est la candidature aux Jeux et non pas aux JO : il y a la candidature olympique et paralympique. »
 
A propos de sport et éducationLe ministère de l'Education souhaite faire de 2015-16 "l'année du sport de l'école à l'université" (Locatis Jean Damien Lesay)
Le ministère de l'Education nationale, de l'Enseignement supérieur et de la Recherche souhaite promouvoir la pratique sportive chez les jeunes et mobiliser la communauté éducative autour des "valeurs européennes et sportives" dans le cadre d'une "Année du sport de l'école à l'université". Dans la circulaire 2015-071 du 13 avril 2015, il explique que "l'année 2015-2016  sera marquée par l'organisation en France de grands évènements sportifs" (Euro 2015 de basket, Euro 2016 de football,etc..) qui seront autant d'occasions de mettre en avant le sport "comme vecteur des valeurs éducatives et citoyennes aussi bien à l'école […] que hors de l'école".
L'opération s'articulera autour de quatre grands axes : valoriser les pratiques sportives à l'école ; valoriser le sport comme outil pédagogique ; valoriser les pratiques sportives dans l'enseignement supérieur ;
mobiliser le sport comme un outil permettant de renforcer les liens entre les établissements d'enseignement, leur environnement et le milieu associatif”.
 
A propos de l’égalité entre les femmes et les hommes dans les quartiers prioritaires de la politique de la ville et lesmesures du CIEC (comité interministériel pour la citoyenneté et l’égalité).
 
“Agir en faveur de l’égalité entre les femmes et les hommes consiste aussi à faciliter l’occupation de l’espace public. Les marches exploratoires de femmes y contribuent, en cours d’expérimentation dans douze villes volontaires qui comprennent des quartiers prioritaires de la politique de la ville (Bordeaux, Mons-en-Baroeul, Montreuil, Creil, Lille, Rennes, Avignon, Bastia, Arcueil, Saint-Etienne, Amiens et Paris 20ème). A travers ce dispositif développé conjointement avec le Secrétariat d’Etat aux Droits des femmes, il s’agit de permettre aux femmes de recenser les situations non sécurisantes (éclairage défectueux, environnement dégradé, etc.), afin de proposer des solutions aux décideurs publics. Un bilan de cette expérimentation sera dressé à l’automne 2015
 
Plus globalement, la loi du 21 février 2014 pose l’égalité entre les femmes et les hommes comme un objectif majeur de la politique de la ville, notamment des nouveaux contrats de ville. Le développement de la pratique sportive féminine et l’accès des femmes aux responsabilités de direction dans les fédérations font aussi partie des priorités du Ministère. Les femmes ont en effet deux fois moins accès que les hommes à la pratique sportive dans certains territoires. Le taux de licenciées féminines dans certaines fédérations sportives très populaires est ainsi inférieur à 10 %, et seules 20% des femmes qui font du sport le font dans un club.
La mise en oeuvre de la loi du 4 août 2014 qui fixe des règles visant à approcher l’objectif de parité au sein des organes dirigeants des fédérations sportives ainsi que les actions menées pour développer la pratique sportive féminine , telles que l’encouragement financier à la création d’emplois d’éducateurs (avec un objectif à la fois de féminisation de l’encadrement et de soutien à la pratique féminine), l’inclusion de plans de féminisation dans les conventions d’objectifs signées entre le ministère des sports et les fédérations, le soutien à la production et à la diffusion d’images TV de sport féminin; le soutien à l’organisation par la France de grands évènements sportifs internationaux féminins, telle que la Coupe du monde féminine de football en 2019 favoriseront l’atteinte de l’objectif ministériel. Dans le cadre d’un travail de lutte contre les discriminations dans le sport, une campagne de communication sera par ailleurs bientôt lancée. Elle comportera notamment un volet sur les discriminations à caractère sexiste.
 
 
Bonne lecture
 
Annie