Pages

mouvement des femmes Iraniennes

mouvement des femmes Iraniennes

Tuesday, December 15, 2015

مطلب مهم



بسیار درست دیده یید خانم مونا شاد
روياهاي يک کهنه "اصلاح طلب"
مونا شاد
نوشین احمدی خراسانی در نوشته ای با عنوان :“نمایندگان زنِ مجلس از همتایان مرد خود بدترند“! گفته است: ”تکرار و تأیید این گزاره حتا از سوی خود ما زنان، به نظر می رسد بیشتر از آن که ریشه در واقعیت داشته باشد بازتاب عدم اعتماد به نفس ما و ارزش های مردانه درونی شده در وجودمان است؛ در عین حال که نشان دهنده فرهنگ معیوبی است که ”خائن“ را بدتر از ”دشمن“ فرض می کند.“
خانم خراسانی، مثل تمام زنان دنیا دلش از فرهنگ و قوانين مردسالاری خون است ولی مشکل را در جنس مرد و دشمني با مردان می بیند؛ ايشان نمي بيند که اتفاقا عامل بازتوليد خرافه مردسالاری در ايران جمهوري اسلامي است. ايشان به سادگي، ارکان حاکميت سرمايه داري، از جمله صعنت مذهب و ناسيوناليسم را قلم ميگيرد تا به دشمني خوني با مردان برسد. عملکرد زنان مجلس را رنگ و لعاب شیک می دهد و آن را با توصیف بخشی از فیلم”اسب کِهر را بنگر“، توضیح می دهد که در این فیلم مانوئل قهرمان فیلم فریب دوست خیانتکارش را می خورد و وقتی به دام می افتد به جای اینکه یکی از ژنرالهای ارشد که دشمنش است را بکشد و انتقام خون هزاران نفر از مردم آزادیخواه اسپانیا را بگیرد!!، در عوض اسلحه را به سوی سر دوستش که از جنس خودش ولی خیانت کار بوده میگیرد و او را با شليک گلوله از پاي در مياورد.
ایشان آخرین ضربه را بسیار استادانه به کل زنان معترض می زند و سرزنش وار ادامه می دهد: ”بدتر دانستن ”خائن“ از ”دشمن“ بدلیل عدم اعتماد به نفس زنان و ارزشهای مردانه درونی شده در وجودمان و برگرفته از فرهنگ معیوب زنان است.“
گویا فرهنگ یک میراث جنسي و ژنتیکی است که زنان از بدو تولد با خود همراه دارند! این فرهنگ که از آن دم می زنید محصول قوانين جمهوري اسلامي و طبقه حاکمه در ايران است که اتفاقا توسط مرتجعين مجلس نشين از لاله افتخاری ها و جلودارزاده ها تا مطهری ها و کوچک زاده ها، حراست و پاسداري ميشود و هر بار با تصویب لوايح جديد ضد انساني عليه زنان به حجم اين قوانين افزوده ميشود.
ايشان با ابزار عتيقه فمينیسم اسلامی، با نقشه و فریبی ظاهرا جديد برای کشیدن زنان به پای صندوق های رأی تحت نام ”کمپین به سوی تغییر چهره مردانه مجلس“، دست به کار شده و سنگ زنان مجلسی را به سینه می زند. از نگاه ایشان همینکه تعداد بیشتری از نمایندگان مجلس جنسیت شان ”زن“ باشد و قدرت بیشتری بدست بگیرند کافیست تا حق زن بدست آيد و می فرمايد حتی اگر کاندیداهای ”برابری طلب“ (فمنیست های اسلامی) از سد شورای نگهبان رد نشوند، حداقل حضور پرشمارشان که نشانه خواسته عمومی زنان است، می‌تواند کاندیداهای زن ستیز را به چالش بکشد“.
در حاليکه مردم ايران سالهاست به حجاب نه گفته اند! به آپارتايد جنسي نه گفته اند! به تعدد زوجات و صيغه و کليت برداشت اسلامي از رابطه زن و مرد نه گفته اند! به دخالت اسلام در زندگي زنان و همه مردم ايران نه گفته اند، آنگاه ايستادن در قطب راست سياست، به هيچ عنوان نه لغزش است و نه از سر ندانم کاري! جنب و جوش فمينيستي، ”اصلاح طلبانه“، سازشکارانه، آغشته به مذهب، ناسيوناليسم و عمدتا جانبدار راه حلهايي که به يکي از جناحهاي نظام متصل است، اگر سر از مجلس اسلامي در نمي آورد، تعجب آور ميبود. خانم خراساني در صفحه شطرنج سياسي ايران، خواهان حفظ و تعديل وضع موجود در حق زنان است. بعد از سالها، معتقدند که هنوز ميشود به دولت و مجلس اين رژيم دل بست، نق زد و قوانين آن را اصلاح کرد، با نمايندگان مجلس که هر کدام داراي چند همسر هستند، پاي يک پلاتفرم راست و سازشکارانه عليه حقوق زنان رفت، و از حجاب اسلامي بعنوان فرهنگ ”زن ايراني“ دفاع کرد.
”کمپین به سوی تغییر چهره مردانه مجلس“ همانقدر ارتجاعي است که ”کمپین یک میلیون امضاء“ بود. کمپینی که به قوانین ضد انسانی قصاص اعتراضی نداشت بلکه دردش ”نابرابری دیه زن و مرد“ بود. کمپيني که دم از اسلام ناب محمدي، حقوق بشري و تلطيف شده ميزد. اينها جرياناتي هستند که ديه را از اسلام پذيرفته اند، منتهي نوع برابرش را ميخواهند! اينها جرياناتي هستند که حجاب را از آخوند پذيرفته اند، نوع اختياري و رنگ سفيدش را ميخواهند، تعدد زوجات کنترل شده با اجازه همسر اول مي خواهند. اما اکثريت زنان در ايران خيلي وقت است از اين جريانات ارتجاعي عبور کرده اند و مخالف سرسخت اين جريانات اند. قوانين اسلامي را نمي پذيرند، با دخالت مذهب در زندگي شان روزمره ميجنگند و رژيم را عقب زده اند. هراس جمهوري اسلامي از اين موج مساوات طلب و ضد مذهب بجاست. اين مملکت هيچ نوع مذهبي را ديگر تحمل نميکند و کساني که از اسلام در مقابل مردم با هر انگيزه و روشي دفاع ميکنند، مردم ايران را جري ميکنند! امروز هم نهایت خواست امثال خراساني ها تصویب قوانین شرعی و عرفی برابر است نه حتي همان قوانین نيمچه حقوق بشری. لیبرال های اسلامی که دغدغه شان حق زن و برابری نیست. بلکه کسب قدرت برای زنان طبقات خودي است که با آویزان شدن به رفسنجانی و دار و دسته اش و گاه رأی خریدن برای مجلس در صدد اند کمي فضا را براي رفت و آمد خود شل کنند.
اینها رگ حیات و مقام و منزلت و موقعیت و زندگی شان به ضديت با آزادي زن و استحکام نظام بسته است. اگر در جامعه ايران ذره اي آزادي وجود داشت و زنان آزادیخواه و سوسیالیست امکان حضور مي داشتند فمنیست اسلامی هايي چون خراساني بايد سوراخ موشي دست و پا ميکردند. بازار اينها به حاکميت جمهوري اسلامي زنده است. اینها برای پنهان کردن ماهیت سیاسی شان بر شکاف و تفرقه جنسی حساب باز کرده اند و از آن نان مي خورند. همانگونه که دولت و کارفرما عليه کارگر غير بومي دست به تبليغات ملي و نژادي مي زند.
چانه زنی و لابی گری نوشین خراسانی و امثال او، بر سر برابری و آزادی زن نیست. اینان با رژیم اسلامی و قوانين و فرهنگ ضد زن آن مشکلی ندارند، بلکه تنها بدنبال سهم خود در مجلس شورباي اسلامي هستند. مطالبه ايشان برابری در قدرت با جنس مردان است. اينها همان فمنیست های اسلامی هستند که آش نذری می دهند تا بلکه زنی از ديوار اجتهاد و منبر و مجلس زن ستیز اسلامي بالا رود. نوشین خراسانی بهتر از هرکسي میداند که در قوانين جمهوری اسلامی هرگز پاي هیچ زن برابری طلب و آزادیخواهی به مجلس باز نخواهد شد. چرا که اولین شرط قانون برابر، کوتاه کردن دست مذهب و خرافه و تبعیض از زندگی زنان است.
لطفاً دست از سر مسله زن بردارید. خیلی وقت است که این عرصه شما را به بیرون پرتاب کرده است. از ”کمپین یک میلیون امضا“، شما جبهه تان را مشخص کرده اید. شما هم نه خائن که در حاشيه همين خدمتگذاران هیئت حاکمه هستید، اما چادر اپوزیسیون به سر کرده اید. رفع تبعیض علیه زنان کار شما و دوستان تان در مجلس و دولت نیست. این امر جنبش کمونیستی است که به قدرت یک انقلاب کارگری، و با رجوع به این واقعیت که این فقط و فقط طبقه کارگر است که کمترین منفعتی در بقا و بازتولید شکاف جنسیتی در جامعه ندارد، و قادر است برای همیشه تبعیض علیه زن را برچیند و برای همیشه به قوانين مردسالاری و تبعیض بر مبنای جنسیت پایان دهد. بدست آوردن کوچکترين مطالبه ايي براي زنان در ايران نيز از مسير جنبش ما ميگذرد و نه از تونل زد و بند و مماشات با جمهوري اسلامي.

Friday, December 11, 2015

Laure CAILLE LAÏCITE ET DROITS DES FEMMES : REGARDS CROISES. LMS,/ Commission laïcité de la CLEF. Janvier 2014



Commission Laïcité Libres MarianneS

LMS

INTRODUCTION AU DEBAT

Laure Caille

Pourquoi ce thème ? Pourquoi les regards laïques et féministes devraient-ils être croisés ? Entre laïcité et doits des femmes, n’y a-t-il pas une redondance ? La laïcité n’est-elle pas le socle du Pacte républicain et l’égalité n’est elle pas indissociable de ce Pacte ?

Entre l’histoire de République et celle de la laïcité, la communauté de destin semble une évidence, depuis des origines ancrées dans le siècle et les valeurs des Lumières jusqu’aux étapes décisives de la loi de séparation de l’Eglise et de l’Etat et l’inscription explicite, dans la Constitution de 1946, du caractère indivisible et laïque de la République.

L’émancipation de la pensée par la raison, le refus des dogmes et le rejet de tout magister théocratique, qu’il soit moral ou, a fortiori, juridique, sont au coeur des cheminements républicains et, j’aime à le croire, les nôtres à nous toutes et tous aujourd’hui.

Philippe Foussier nous parlera de cet héritage et de sa pertinence renouvelée.

LIBERTE, EGALITE…….ET SORORITE ?

Dès lors, il devrait être logique de considérer que la cause des femmes avance du même pas que celle de l’idéal républicain. La déclaration des Droits de l’Homme et du Citoyen ne proclame –t-elle pas, que tous les êtres humains naissent libres et égaux en droit ? Comment la laïcité aurait- elle à connaître de la distinction des sexes ? Comment prétendre faire du peuple tout entier, la référence de la communauté politique, et affirmer la primauté de la Res Publica, la chose publique, et y introduire le bémol du genre ? (je devrais dire sexe puisqu’il paraît que le mot genre provoque des émeutes), mais parlons d’abord de grammaire

La laïcité, nom commun, féminin, est l’héritière du « Laos », et non son héritier et a, de très loin, précédé la circulaire de 1986 d’Yvette Roudy sur la féminisation des titres et métiers. Qui plus est, fait exceptionnel dans la grammaire, l’adjectif féminin « laïque » englobe aussi, le masculin puisque « laïc » ne devrait désigner en fait que celui qui n’est pas « clerc » alors que « laïque » désigne, sans distinction de genre, ce qui promeut, ce qui incarne, promeut ou met en oeuvrera laïcité.

Or, force est de constater qu’il n’existe pas une relation univoque entre la cause de la laïcité et celle des femmes. La laïcité garantit les conditions de l’égalité hommes femmes, non son effectivité. La relation entre femmes et laïcité est complexe, même dans un pays comme la France où cette question, est constitutive de notre culture républicaine, a fortiori dans d’autres pays, comme il sera évoqué par Martine Cerf et Michèle Vianes.

Laure CAILLE

LAÏCITE ET DROITS DES FEMMES : REGARDS CROISES.

LMS,/ Commission laïcité de la CLEF. Janvier 2014

UNE CITOYENNETE A GEOMETRIE VARIABLE

La Révolution française, proclame les Droits de l’Homme et du Citoyen et opère un renversement décisif en remettant en cause le monopole de l’Eglise catholique dans ces moments hautement symboliques de la vie que sont la naissance, le mariage et la mort, par l’instauration de l’Etat civil, du mariage civil, des obsèques civiles... Mais dans le même temps, elle exclut, de fait, les femmes de la citoyenneté politique pour une période qui sera, on le sait, particulièrement longue.

Bien que très souvent en première ligne, les femmes sont vite priées de retourner à leurs fourneaux et à leur invisibilité, quand elles ne sont pas livrées aux charrettes de la guillotine. C’est là un schéma tristement répétitif qui traversera les siècles.

Quant à l’exercice de la citoyenneté, c’est en vain qu’après la Révolution de 1848, des femmes, demandent le droit de vote, alors que le suffrage universel vient, en principe, d’être établi en France. C’est en vain que les militantes suffragistes redoublent d’efforts. L’un des arguments avancés par ceux qui étaient hostiles au vote féminin étant la crainte que, censément toutes confites en dévotions, les femmes favorisent le retour en force des cléricaux

C’est ainsi que les laïques furent les premiers à trouver tout naturel d’exclure leurs femmes de tout droit civique. Hubertine Auclert, figure pionnière, y voyait un prétexte masquant la volonté de conforter le monopole masculin sur la politique et la loi : « l’homme a fait ces lois et même à notre époque d’athéisme et de libre examen, il les conserve ……religieusement ». Après tout, soulignait-elle, si la question essentielle est celle de l’influence de la religion, pourquoi les hommes d’Eglise ont-ils le droit de vote ?

LAÏQUES… MAIS ABSENTES

On ne peut que constater le paradoxe entre, d’une part, les évidents bienfaits d’une organisation laïque de la société sur la situation des femmes et leur discrétion sur la scène des débats qui ont présidé à son instauration comme, je crois, Françoise Thiriot, nous le montrera. Lorsqu’on évoque les grands combats laïques, ce sont des figures exclusivement masculines qui viennent à l’esprit. On aurait tort d’y voir, une preuve de la désaffection des femmes par rapport un débat qui les concernait très directement mais plutôt l’une des conséquences du procès en illégitimité qui leur était fait et de leur éviction de la chose publique.

Pour être un laïque convaincu, on n’en est pas pour autant, ipso facto, un militant de la cause des femmes. je ne résiste pas au dé-plaisir de citer Pierre Joseph Proudhon, l’un des premiers à pourtant à revendiquer la liberté de n’avoir « Ni dieu, ni maître »

De la justice dans la Révolution et dans l’Eglise, 1858 :

« En elle-même, la femme n’a pas de raison d’être ; c’est un instrument de reproduction qu’il a plu à la nature de choisir de préférence à tout autre moyen.

(…) La femme n’en reste pas moins inférieure à l’homme, une sorte de moyen terme entre lui et le reste du règne animal.

(….)La différence des sexes élève entre eux de même nature que celle que la différence des races met entre les animaux. Aussi, bien loin d’applaudir à ce qu’on appelle aujourd’hui l’émancipation de la femme, inclinerais-je bien plutôt, s’il fallait en venir à cette extrémité, à mettre la femme en réclusion."

Laure CAILLE

LAÏCITE ET DROITS DES FEMMES : REGARDS CROISES.

LMS,/ Commission laïcité de la CLEF. Janvier 2014

Les réflexes du dominant peuvent avoir la vie dure. Croire que ce qui est bon pour les hommes (avec le grand H de l’espèce tout entière, ajoutent généralement les hommes avec un petit h) le sera inéluctablement pour les femmes, ne résiste pas à l’examen.

En retour, que la sécularisation des sociétés soit une condition impérieuse de l’évolution positive de la situation, faite aux femmes ne fut pas d’emblée une évidence pour toutes les féministes et nécessita un temps de maturation.

Mais c’est à un étrange retour des choses que l’on assiste aujourd’hui et je laisserai le soin à nos amies Chahla Chafiq et Soad Baba Aïssa de nous dire leur sentiment sur ce féminisme confessionnel relativiste et et différentialiste que nous voyons fleurir aujourd’hui, avec la bénédiction aveugle ou complice, sincère ou intéressée de politiques et militant-e-s divers.

Nous évoquerons aussi L’EDUCATION DES FILLES, depuis toujours, un enjeu décisif.

« Si c’était la coutume d’envoyer les petites filles à l’école et de leur enseigner méthodiquement les sciences comme on le fait pour les garçons, elles comprendraient les difficultés d tous les arts et de routes les sciences aussi bien qu’eux », disait déjà, en 1405 Christine de Pisan, dans son livre visionnaire La Cité des dames

C’est aussi Condorcet et les salonnières qui militent pour faire accéder les femmes, « aux lumières de la connaissance et de la raison »

Au 19ème siècle, avant que la loi de 1901 leur offre un nouvel espace d’engagement associatif, les femmes, exclues du forum, vont particulièrement s’impliquer dans les « niches » militantes que l’on voulait bien leur laisser, surtout celle aussi essentielle que l’éducation. On retrouve des femmes liées au courant Saint-simonien, s’engageant pour cette cause. Elles sont présentes dans les cercles républicains très actifs à la fin des années 1860, bien décidées à « sortir les filles des genoux de l’Eglise ». Françoise Thiriot vous parlera de ces mères fondatrices de l’école laïque

Il faut souligner combien cet enjeu de l’éducation publique pour les filles, où se joue la résistance à l’oppression et leur émancipation, est toujours d’une brulante actualité. Que l’on pense à l’Afghanistan de talibans, et au combat de Malala Youzafzai au Pakistan

ETAT LAÏQUE ET REFLEXES CONSERVATEURS

Malgré son exemplarité indéniable en matière de laïcité institutionnelle, la société française a continué à avoir un rapport ambigu avec un ordre moral aux relents clairement religieux. Les exemples ne manquent pas, qui témoignent de ces pesanteurs dès lors que les femmes sont en cause: La loi sur le divorce de 1884 est l’exemple d’une loi qui s’affranchissait clairement de la tutelle religieuse sur le plan juridique et moral. Or, elle souleva l’opposition virulente de beaucoup d’hommes politiques, pour qui cette loi remettait en cause le « caractère indissoluble du mariage » et représentait « la porte ouverte à l’immoralité ». Cela vous rappelle certains slogans récents ? A moi aussi.

Mêmes hystéries d’hémicycle, lors de l’aventure du Planning Familial et de la contraception. Qu’il ait fallu attendre jusqu’en 1974 les décrets d’application de la loi votée en 1967 en dit long sur la hâte qu’avait la représentation parlementaire de permettre aux femmes la maîtrise de leur fécondité !

Laure CAILLE

LAÏCITE ET DROITS DES FEMMES : REGARDS CROISES.

LMS,/ Commission laïcité de la CLEF. Janvier 2014

Quant à la loi sur l’interruption volontaire de grossesse, on se souvient du climat haineux et des injures que dut subir Simone Weil. Là encore, on put mesurer la force des conservatismes au fait que la loi de 1975 dut être votée seulement pour une période de 5 ans et qu’elle ne devint définitive qu’en 1979.

Qui eût pu croire que le gouvernement espagnol oserait remettre en cause, contre l’avis de l’immense majorité de sa population, le droit des femmes à une maternité choisie ? Et que dire des commandos intégristes de LAISSEZ LES VIVRE, et de CIVITAS qui, loin d’avoir baissé la garde, continuent à bafouer tout à la fois les droits des femmes, les lois de la République et l’ordre public.

PERSPECTIVES

Pour contrastées que soient parfois les avancées respectives de la cause laïque et de celle des femmes et pour insuffisantes qu’elles puissent nous sembler, nous ne devons jamais perdre de vue l’essentiel : en créant les conditions du respect de la liberté des autres, la laïcité est le meilleur garant de sa propre liberté. Là où le communautarisme ne crée qu’une identité de la ségrégation et du rejet, l’idéal laïque, se propose de construire une identité de rassemblement. Sans laïcité, pas de liberté de conscience et soumission obligée à un référent hétéronome et coercitif ; pas de possibilité de s’émanciper du déterminisme du clan, du groupe, pour qui la coutume et la loi divine doivent s’imposer.

Ceci est particulièrement vrai quant il s’agit de la défense des droits des femmes, de leur intégrité physique et morale, de l'affirmation de leur dignité. La libération des femmes passe obligatoirement par la récusation des diktats religieux et des justifications pseudo théologiques d’un ordre systématiquement patriarcal

Nous croyions certains acquis définitifs et nous avons manqué de vigilance. ailleurs et à nos portes mêmes. Les régressions alarmantes auxquelles nous assistons, partout dans le monde et jusque dans les pays les plus avancés nous en font mesurer la fragilité. Je laisse le soin à Martine Cerf et Michèle Vianes d’en énumérer les exemples et de partager avec nous leur expertise en la matière

La litanie quotidienne des attaques, de moins en moins voilées –si l’on ose dire- contre les femmes, la remise en cause des valeurs universalistes, doivent nous interdire la résignation

En ces temps incertains où tout semble parfois chavirer, alors que certains aiment à affirmer que la laïcité serait une curiosité françaises, strictement inexportable, nous nous devons d’écouter ceux –et surtout celles qui paient le plus lourd tribut à nos tergiversations et abandons face à la montée des obscurantismes.

Permettez-moi, avant de passer la parole à nos intervenant-e-s de citer Taslima Nasreen.

« L'exil ressemble pour moi à une sorte d'arrêt de bus où j'attends qui me ramènera chez moi. Et cela fait plus de dix ans que cela dure; Car je ne me sens chez moi dans aucun pays, un sentiment quelque peu écrasant.A moins de considérer comme mon seul foyer l'attachement que me montrent tant de femmes dans le monde. L'affection que je reçois des rationalistes, des libres-penseurs, des humanistes et des défenseurs de la laïcité est, en fait, la seule vraie patrie qui me reste. »

Voila qui doit nous donner beaucoup d’espoirs et beaucoup de responsabilités.