Pages

mouvement des femmes Iraniennes

mouvement des femmes Iraniennes

Wednesday, February 11, 2015

یادداشت بعد از 8 مارس 2014 پاریس

خانمها اقایان مدتهاست مایل بودم نظرم را در باره این جمع که من آن را کمیته نمینامم و جمع مینامم بیان کنم. درک من از جمع شدن این جمع به پیشنهاد دوست عزیزم زهره ستوده فعالیتهای دموکراتیک در باره اصولی که در ایران رعایت نمیشود بود.  و چند حرکت جمعی با نقاط قوت و ضعف مرا به ادامه کار جمعی امیدوار میکرد.
اما درکهای متفاوت ما از کار دموکراتیک و تصمیمات عجولانه و بحث نشده با همه کسانی که در ادرس ای میل گروهی هستند و اتفاق اخیر ضّد کمیته سنگسار ،مرا برآن داشت که از شما فاصله بگیرم.
درک و تحلیل من از این حرکت ، تجاوز به حقوق شهروندی و جمع زنانی ست که درین کوره راه ظلمت فرهنگی در جستجوی حقوق انسانی زیر پا گذاشته تاریخی زنان از طرف قدرتهای استبداد و فرهنگ پدرسالارانه مردانی ست که نمیتوانند خودرا ازین فرهنگ رها کنند.
هرگونه تصمیمی برای جمع اوری کمک مالی باید با تصویب چهار نفری که درین برنامه با نام « کمیته ضد سنگسار» برنامه ریزی و اجرا کردند ، انجام میگرفت.
فقط همین حرکت توهین آمیز مرا بر آن میدارد که ازین جمع کناره بگیرم. و تاسفم صد چندان شود که دوستان نزدیک من که به نظر سیاسی و مبارزاتشان افتخار میکنند در چنین وضعیتی ، با بی اعتناعی هنوز ادعای مبارزاتی داشته باشند. روش منحوس سیاستبازی که جنبش اجتماعی و سیاسی را به این ورطه بکشاند.
کمک مالی به کارگر بیماری که اگر این روشها را بلدبود و استفاده کرده بود ، بر آن تخت بیمارستان بیکس و فقیر نمانده بود. مطمئنم دزدی ازدیگران با حیله و تجاوز ،برای کمک به  او ،توهین به او و طبقه استثمارشده و فراموش شده در ایران و جهان است.
سکوت بقیه آقایان که در سالن کمیته حضور داشتند مرا وامیدارد که یاد تجاوزهای جمعی به زنان بیفتم.
من فکر میکنم تجاوز های دیگری جز تجاوز جنسی وجود دارد که از تجاوز جنسی منحوس تر و تخریب کننده تر است. .. تجاوزهایی که انسانها را به گریز از عرصه اجتماعی و سکوت و آشفتگی فکری وا میدارد.
یک نکته هم در باره جنبش زنان.
ایده های فکری و مبارزاتی من در روزهای اول انقلاب در کنارزنانی جان گرفت که بعد از رانده شدن از طرف تمام سازمانهای مترقی و چپ که ادعای مبارزات طبقاتی و ایده های انسانی داشتند دریافتند که تنها هستند . گروههای سیاسی که بسیاری از زنان و مردان عضوشان بودند و هستند نگاه به قدرتی داشتند و دارند  که چون چراغ جادو به محض گرفتن همه مشکلات کارگران و بقیه را با چشم بهم زدنی  حل خواهند کرد.  به همه  نوشته هاو نظریات اخیر چپ نویسان و چپ اندیشان برای روز زن 2014 که بنگرید جزین چیزی نمیبینید.
کمیته ضد سنگسارپاریس ، همراه با زنان نسل من در انقلاب که بعد از تنها ماندن خود را متعلق به جنبش مستقل زنان میدانستند شکل گرفت . در آغاز سال 1980 تا 1995 ما جمع خود را که نسبت به شرایط زندگی زنان عضو تغییر میکرد ، اما من همیشه عضو پایدارش بودم کمیته دموکراتیک زنان نامیده میشد و به همین نام در جنبشهای فمینیستی فرانسه و المان  مبارزه میکردیم .  از سال 1995 .چهارمین کنفرانس جهانی زنان که دوباره به قوانین ضد بشری نسبت به زنان تصمیم گرفتیم . نام سنگین کمیته ضد سنگسار را استفاده کنیم که در هر جمع بین المللی با این نام میتوانستیم رژیم ضد زن ایران را افشا کنیم.
و هر وقت عرصه مبارزه در میان ایرانیان خالی میشد ، ما در عرصه جهانی ادامه میدادیم و چون هر جمع دموکراتیک زنان مختلفی جمع و پراکنده میشدند. اما این جمع فعلی از سال 2000 میلادی هر سال در پاریس برنامه یی برای هشت مارس فراهم کرده است که بسیاری از اقایان هم در آن جلسات شرکت کرده اند.  اما افراد این جمع دایما به کوشش آقایان و یا گاهی خودشان به فعالیتهای دیگری پرداخته اند و وقت زیادی برای کمیته نداشته اند. البته کوششهای فراوانی برای جلب و انحلال و پیوستن به گروههای دیگر در دستور کار بوده و هست .

رفتار این جمع در قبال کمیته یی که سالهاست کجدار و مریض کرسی دار مبارزات زنان فمینیست در پاریس بوده است مرا بر آن دارد که دیگر در جمع دیگری که مبارزات زنان هدف اصلی اش نیست فعالیتی نداشته باشم . ما را به خیر شما را به سلامت.  
Post a Comment